تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

اولین شب یلدای محمد پارسای عزیزم

    ..ir" target="_blank"> و برف..
     قراری طولانی به بلندای یک شب..
    پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ....تمام میشود ..
    عزم رفتن دارد.قدمی برمیدارد سنگین گل پسرم قند عسلم!

    شب یلدا قرار بود بریم خونه عزیز که اونا عروسی دعوت داشتن و زمستان ....خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست .......دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد .
    شب عشق بازی برگ و سرد

    کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز..
    .
    باز هم قرار عاشقانه پاییز و دیر شد خونه مادر بزرگ موندیم

    خوبی این شب به این بود که یک دقیقه بیشتر کنار هم بودیم

    یک دقیقه بیشتر میدیدیمت

    به قول مامان اندازه یه دنیا دوست دارم

    .بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ..دستی تکان میدهد .
    پاییز چمدان به دست ایستاده ..
    آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..آسمان بغض میکند .رفتنت به خیر .....
    این مطلب تا کنون 56 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 1 دي 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز جمعه 29 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211971
  • بازدید امروز :57703
  • بازدید داخلی :5509
  • کاربران حاضر :80
  • رباتهای جستجوگر:214
  • همه حاضرین :294

تگ های برتر امروز

تگ های برتر