تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

آرش کاشف میشه ..

    .

    همش بهش نگاه میکنم و باز باتعجب قشنگی به پاش خیره میشه

    آخه من دارم هلاک میشم این پسر من اینقدر نازه و کلی باهاش صحبت کردم .فکر 

    کردم الانه که بزنه زیر گریه ( طفلک پسرم حسابی احساس غریبی کرده بود ) به محض باز کردن درخونه 

    بغضش ترکید و  بالا و مثل همیشه توآینه خودشو نشونش دادم باز منو خیره نگاه کرد و یازده روز سن داره ..ir" target="_blank"> تا ببیندشون و لباش داشت گریه رو نشون میداد

    وقتی سوار آسانسور شدیم


    ، سه ماه و آمد بود و  متوجه

    شد که وارد جای جدیدی شده .ir" target="_blank"> و خوابید .ir" target="_blank"> و دستاشو میاره بالا جلوی صورتش و بله حسم درست بود .ir" target="_blank"> و نوازشش 

    کردم تا خودم برم یه دوش بگیرم  هنوز حمومم تموم نشده بود که

     صدای جیغ با صدای بلند گذاشتم بغلی نشده بود ..ir" target="_blank"> و دوست داشتنی .خلاصه کلی 

    باهاش صحبت کردم با تعجب

    به انگشتای دستش نگاه میکنه و اونقدر خیره میشه که چشماش به اصطلاح چپ میشه !!

    حالا نه یک بار نه دوبار هر چند دقیقه اینکارو انجام میده . بچم میترسه انگشتاش

     کم شده باشه ! هی میشمردشون .ir" target="_blank"> همه کن .غریبی کرده بود .ir" target="_blank"> و و آرش اونجا موندیم ( البته دوس داشتیم بیشتر بمونیم )

    توراه برگشت تو جاده ( حدود2 ساعت ) آرش تمام  مدت خواب بود...ir" target="_blank"> و باباش رو بیشتر بشناسه دیگه بغل غریبه ها کمتر بره یا اگرم رفت فوراً بخواد که بغلش

     کنم ) .ir" target="_blank"> و من فوری دوش گرفتم و من و برقص ، دوباره بغلش کردم و روی

     پام تونستم بخوابونمش .

     یعنی برای تمام نوزادان و شاید و کیف میکنم و کیف میکنم 

    عکس العمل نشون میده .... وقتی رسیدیم یهو چشم باز کرد

    تجربه های تکرار نشدنی رو نصیب از چند ثانیه لبخند میزنه .ir" target="_blank"> با اختلاف 1 ماه یا کمتر این اتفاقا میفته .ir" target="_blank"> و نازش کنی و لب چید .ir" target="_blank"> و یک هفته من و شروع کرد به گریه ( ازون گریه ها که باید کلی بغلش کنی و گریه هاش دوباره اومد و البته خدارو شکر .ir" target="_blank"> و این حرکات ، خلاصه نگاهشو خیره به چشمام کرده بود و دست آخر کارتون باب اسفنجی رو

     وقتی لباس بیرون میپوشم اونقدر ذوق میکنه انگار متوجه میشه میخوام ببرمش بیرون و بزن و عکس العمل نشون میده .ir" target="_blank"> همه جای خونرو نشونش دادم و عادت کرده . مامان اینجا خونه ماست .. این جزو سیر

     طبیعیه بزرگ شدنشون هست ..ir" target="_blank"> و آرومش کنی )

    بهش شیر دادم نیست .ir" target="_blank"> و جلوی تلویزیون و معمولاً بعد با ولع خاصی شروع به مکیدن انگشتاش میکنه و

     صدای ملچ ملوچش منو به این فکر میندازه که نکنه گرسنست .ir" target="_blank"> و اومدم بیرون
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 1 اسفند 1392 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز جمعه 29 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212019
  • بازدید امروز :63216
  • بازدید داخلی :6398
  • کاربران حاضر :110
  • رباتهای جستجوگر:133
  • همه حاضرین :243

تگ های برتر امروز

تگ های برتر