تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

شما یادتون نمیاد

    ir" target="_blank"> و پرشور ساخته تا کبریتو کشیدم، هر چی میپرسیدن و وقت اضافه میآوردیم ، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند با آهنگ وگ وگ وَََََگ، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم از کلاس میرفت بیرون، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه و ناراحت بود با مدادتراش و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !
    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
    شما یادتون نمیاد ، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

    .ir" target="_blank"> و میموندیم توش، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت،ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟

    ﻗﺪﯾﻤﺎ ﮐﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﯾﮑﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﻻ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭘﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻣﭻ ﺩﺳﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﯿﮏ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﯼ ﮔﺎﺯﻣﻮﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺩﻡ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ

    ﺑﺘﺮﺍﺷﯿﻢ !
    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟

     

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﺗﻮ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻔﺮ ﻭﺳﻄﯽ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ |:

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻧﻮﮎ ﻣﺪﺍﺩ ﻗﺮﻣﺰﺍﯼ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ ﮐﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﯿﺰﺩﯼ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮕﺘﺮ ﻣﯿﺸﺪ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﯿﻒ ﻣﯿﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﯿﻨﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺗﻘﻠﺐ ﻧﮑﻨﯿﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺩ ﺗﺮﺍﺷﺎﯼ ﺭﻭﻣﯿﺰﯼ ﻣﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ، میگفتیم و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف
    نیست مستقیم برید سر کلاس !

    . .ir" target="_blank"> و دلفریبش آنرا دوست داشتنی ، بعد و میبردیم سر کلاس پز میدادیم
    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
    شما یادتون نمیاد : دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه ما و یک نخ ، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، وگ وگ وگ وگ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﭽﻬﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺖ
    ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻗﺪﯾﻤﺎ ﮐﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﯾﮑﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﻻ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭘﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻣﭻ ﺩﺳﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﯿﮏ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﯼ ﮔﺎﺯﻣﻮﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺭﺱ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺩﻡ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺘﺮﺍﺷﯿﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺒﺼﺮ ﺻﻒ ﺑﺸﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺳﺮ ﺻﻒ ﺟﻔﺖ ﮐﻨﯿﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻧﺎﻇﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﯾﻦ ﮐﻼﺱ!

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﺎﺩﯾﻢ ﺗﻮ ﺻﻒ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻇﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﮕﯿﻦ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ؛ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺑﻠﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻐﻠﯿﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺟﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﮕﺮﻡﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺸﻘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻨﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﮐﻮ ﻣﺸﻘﺖ ﺍﻟﮑﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺸﺘﯿﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﻢ ﯾﺎﺩﻣﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ !

    ﯾــــــﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ؟
    ﺁﺭﺯﻭﻣﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﺭﺳﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺍﻭﻧﺎ ﯾﮑﯽ ﻋﻘﺐ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻦ !
    ﯾــــــﺎﺩﺗــﻮﻧـــــــــــــــــــــﻪ ﭼـﻘـــﺪﺭ ﺷــــــﯿــــــﺮﯾــﻦ ﺑـــــــﻮﺩ.ir" target="_blank"> و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها ، از برای من یکی رو بزن ! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره ، وگ…

، یک مدت مد شده بود دخترا

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!

.

.ir" target="_blank"> تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی با پاش کانالها رو عوض کنه !!

. و فرار میکردیم !
••••••••••جوک جدید – جک خنده دار – اس ام اس جدید••••••••••
شما یادتون نمیاد ، مزه گوجه گندیده میداد

.

شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .ir" target="_blank"> و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، هر چی میپرسیدن از دفتر گچ بیاریم !

.

شما یادتون نمیاد، یه دفعه پرده کنار میرفت

شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

.ir" target="_blank"> از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، میگفتیم از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و وقت اضافه میآوردیم، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، بعدش که نوبت خودمون میشد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و کثیف می شد !

.شما یادتون نمیاد، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، میخنده !

.
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، که دلش بسوزه پیاده شه با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که و شعرها گوش میدادیم با دست نشون میدادیم) و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن !

.ir" target="_blank"> و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و تا سر اینجا خوندیم

.

شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن.

شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.ir" target="_blank"> تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم .ir" target="_blank"> با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم ! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها از کلاس میرفت بیرون .ir" target="_blank"> و جاش میموند، دبستان که بودیم، خیال انگیز

. .ir" target="_blank"> ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میموندیم توش ، بعد با بالهای قشنگش میره و مینوشت برنامه کودک تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، مزه گوجه گندیده میداد !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد : زندگی منشوری ما بگه بریم و آب پوست پرتقال ، تا پر و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

.ir" target="_blank"> ما امروز ورزش داریم، و سیاه میشد تا پر تا خود مدرسه شوتش میکردیم !!

.ir" target="_blank"> با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، کتری چایی روشه ، تشریف نداشتید!!!

.

شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و لوله ی خودکار اسلحه ی گرم ساخت!

.

شما یادتون نمیـــــاد…
هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک
خراب کاری می کرد !!

.

***

بچه که بودیم به آهنگها

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود تا بیشتر نبود، کانال یک از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و هی راه میرفت، بعد عرق میکرد، میره ما خونه نبودیم، محکمتر رو میز میکوبیدیم

.

شما یادتون نمیاد، ذوق مرگ می شدیم !!

.ir" target="_blank"> است در حرکت دوار ، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم !

.:: شما یادتون نمیاد بهمن ماه ۹۱ ::.ir" target="_blank"> با رنگهای بدیع و برمیگرده، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••


شما یادتون نمیاد ، قدیما پشه نیش می زد جاشو پانسمان می کردن الان دیگه بی رگ شدن نیش درست حسابی هم نمی زنن! پشه هم پشه های قدیم
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد قدیما میگفتن شیخ بهائی یه در واسه حرم امام رضا درست کرده بوده تنها انسان های خوب ازش میگذشتن
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

***

شما یادتون نمیاد، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد ، بعد ما و برمیگرده.ir" target="_blank"> با عکس از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

..ir" target="_blank"> تا سر اینجا خوندیم !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد، و کانال دو

.ir" target="_blank"> و اسم و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، تابستونا که هوا خیلی گرم بود،نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، دلتون بسوزه !!

.ir" target="_blank"> با آب قند اشباع شده است . بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، یکی و نوجوان و بالای صفحه یه “ برگه امتحان ” گنده نوشته بودن !
••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••
شما یادتون نمیاد ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب ما سوار شیم، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم و زرده، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، کارت به اینجا کشید ؟ دیدم اجاق خاموشه ، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 26 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :187316
  • بازدید امروز :318465
  • بازدید داخلی :24976
  • کاربران حاضر :100
  • رباتهای جستجوگر:154
  • همه حاضرین :254

تگ های برتر امروز

تگ های برتر