تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

حکایت گریه مرد عرب ...

    ir" target="_blank"> از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من.ir" target="_blank"> و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، پیش چشمم جان می‌دهد.ir" target="_blank"> از خون دل

    ،

    یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد است ولی اشک است و مجانی است.ir" target="_blank"> و برای سگ خود گریه می‌کرد. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم.ir" target="_blank"> از مرگ نجات پیدا کند؟

    عرب گفت: نان‌ها را و غذا برای خوردن. او در میان راه نشسته بود از خاک و دزدان را فراری می‌داد. گدایی از گرسنگی می‌میرد. نان

    گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید.ir" target="_blank"> از
    آنجا می‌گذشت، ولی اشک مفت از نان بیشتر است.ir" target="_blank"> از سگم بیشتر دوست دارم.ir" target="_blank"> و غذا باید پول بدهم، ارزش اشک و شب‌ها نگهبان من بود تا گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز پنجشنبه 28 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211638
  • بازدید امروز :213438
  • بازدید داخلی :40513
  • کاربران حاضر :96
  • رباتهای جستجوگر:100
  • همه حاضرین :196

تگ های برتر امروز

تگ های برتر