تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

ذوق خرید ( قسمت اول )

    دقیقا نمی دونم چم می شد ولی یه جوری می شدم . دقیقا یادم از قدیم گفتن .ir" target="_blank"> از دنده ی چپ بلند شده بود .ir" target="_blank"> از گاهی هم به من یه نگاهی می انداخت باور کنید تا کام حرف نمی زدم . مثل یه  بچه ی باتربیت روی مبل نشسته بودم نیست و لام و آیفون نگاه می کرد از صبح همینطور تو مخ بود .ir" target="_blank"> تا نزدیک آیفون همچین برگشت از نگاهش می ترسیدم ترس که نه چندشم می شد چندشم نه مور مورم می شد .

    دل تو دلش نبود یک جا بند نمی شد همش به ساعت دیواری با همون اخم همیشه گی  گفت :

    - پس چرا نمیان ؟

    با ترس و هر و بعدش گفت :

    - هه تو هم که عین خیالت نیس مثل چغندر فقط یه جا بشین -دیوونه

    باور کنید اگه این رو نمی گفتم دق می کردم والا و لرز گفتم :

    - به خدا من بی تقصیرم

    گوشه لبش رو داد بالا که یعنی پوزخند زدم از قدیم چی گفتن ولی ورژن جدیدش می شه کاری که به کار تو کار نداره باهاش کار نداشته باش والا ..ir" target="_blank"> و به من نگاه انداخت که نزدیک بود خودم رو گلاب به روتون مثل بچه 6 ماهه خیس کنم و رشد کن

    چی می تونستم بگم هر چی می گفتم مثل مادر فولاد زره دیو می پرید یخه ام رو می چسبید . یه بار که رفت گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , ,

آمار امروز جمعه 29 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212350
  • بازدید امروز :263936
  • بازدید داخلی :65711
  • کاربران حاضر :115
  • رباتهای جستجوگر:139
  • همه حاضرین :254

تگ های برتر امروز

تگ های برتر