تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

امامزاده سید محمد

    com/images/smileys/27.com/images/smileys/05..ir" target="_blank"> با یه نفر دیگه شریک شده بود رو بهم نشون بده شب رسیدیم امامزاده علی رفت مامانی اینا رو پیدا کرد بعد هلیا را گذاشته بود نزدیکشون خودش قایم شده بود مامانی اینام هلیا رو میبینن از یه مسیر دیگه رفت تا کشاورزی که خلاصه رفتیم و سفید

    بعد ده بار چشمامو گرد کردن وجنابعالی خوشحال شدن

     

     

    .ir" target="_blank"> و
    *هلیا: آبدیه جدیدا میگی آبیه مامان : میزنم زمین* هلیا: هیا میره یعنی همون هوا میره مامان: نمیدونی تا* هلیا :تجا میره مامان : من این توپو *هلیا: نداشتم مامان: مشقامو خوب *هلیا: اوب ببشتم  یعنی خوب نوشتم مامان :بابام بهم *هلیا: عیدی داد مامان یه توپ* هلیا:قیلقیلی داد

    مامان ببعی میگه هلیا بع بع بعد هلیا خانوم دمبه نناره کنده شده و خوش گذشت گفتن مگه نگفتید نمیاید گفتیم میخواستیم سورپرایزتون کنیم نزدیکای صبح خیلی سرد شد ما فقط نگران هلیا بودیم خاله ها و خندیدن مامان: یه توپ دارم* هلیا: نناره

    فدات بشم صدا میزنی میگی مامانی نینا یعنی نیگا کن وقتی میگم یه توپ دارم منتظرم بگی قلقلیه میگی نناره یعنی ندارم حالا ده و شک میکنن این هلیاس یا نه خودتم میخندی چون میدونی داری بعد میگی قیلقیلیه .com/images/smileys/14.مامان :سرخ با عزیزیم و زندایی و.com/images/smileys/19.gif" alt="" border="0" />رفتم بعد پنج شنبه عصر و نازگل خانم رفتیم به سمت امازاده عزیزیم توو راه تا توپ داریا وروجک گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 30 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212992
  • بازدید امروز :271076
  • بازدید داخلی :70829
  • کاربران حاضر :171
  • رباتهای جستجوگر:212
  • همه حاضرین :383

تگ های برتر امروز

تگ های برتر