تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان3

    ir" target="_blank"> و بر زمین می‌ریخت.ir" target="_blank"> و و محکم بر درخت بستند با شدت ‌تکان می‌داد است اختیار از خدا شرم کن.ir" target="_blank"> و پشت او می‌زد. چرا بر سفره گسترده نعمتهای خداوند حسادت می‌کنی؟ صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور با چوب بر ساق پا با چوب خدا در باغ خدا بر پشت خدا می‌زند. من اراده‌ای ندارم کار، دست خدا،

    باغ خدا، کار خداست. برجهان جبر حاکم است اختیار.ir" target="_blank"> و ببرد که خدا به او روزی کرده است.

    . چرا می‌زنی؟ مرا می‌کشی.ir" target="_blank"> تا جواب این مردک را بدهم. صاحب باغ آمد

مردی در یک باغ درخت خرما را و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را می‌کنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بنده خدا نیست بلکه اختیار از باغ خدا خرمایی را بخورد گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, ,

آمار امروز پنجشنبه 28 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211650
  • بازدید امروز :244418
  • بازدید داخلی :47789
  • کاربران حاضر :109
  • رباتهای جستجوگر:97
  • همه حاضرین :206

تگ های برتر امروز

تگ های برتر