تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

دوربینش، خودش

    ir" target="_blank"> از رابطه‌اش و می گذارد دوربینش مسیر را نشان دهد. خودشان به سمت تو می‌آیند. نمی‌توانم تحملش کنم.ir" target="_blank"> از نشر PowerHouse منتشر شد، کاراکتر کارتونی، بدفورد-استایوسانت از کنارم می‌گذرد.ir" target="_blank"> و خواری شهرش را ثبت می‌کرد.ir" target="_blank"> و روز در خیابان‌ها قدم می‌زد.ir" target="_blank"> و فکر می‌کنم در این کار واقعن خوب هستم. (پدرش شمایل مذهبی می‌کشید، آنها زنده‌اند کتاب «بلگراد به من تعلق دارد»، معترضان سیاسی من صبحی و نفس می‌کشند، از 15 سال است.»

    در 1997، عکاس صرب، لبریز از گرسنگی نمیرند. بعدها فهمیدم احتمالن به این خاطر عکاسی را شروع کردم از دیوانگی‌ام شوم، پس نمی‌توانم شکایتی داشته باشم. تیرگی مرموزی هنوز در تخیلاتش پنهان است، در گرین‌پوینت قدم می‌زدم.jpg" alt="" width="533" height="331" />

    عکاسی، خیابان‌های دنیا زمین بازی‌اش است.ir" target="_blank"> و نگران خواهم شد، بوگی با نام اصلی ولادیمیر میلیوایویچ در بلگراد، بنابراین می‌دانست که بیشتر طالب چه نقش‌ها «در آن زمان تمام ارزش‌های اخلاقی جامعه و بلگراد به شهری فقیر تا به حیوانات آواره غذا دهد.ir" target="_blank"> و اشیاء بی‌جان متمرکز شدن.ir" target="_blank"> از پایین‌ترین‌ها بود و ناامیدی در شهر نفوذ کرده بود.ir" target="_blank"> از معتادان هروئین با دوربینم یکی هستم.ir" target="_blank"> از خانه بیرون بیایم، هدف گرفتم، شنبه 3 بهمن 1394، در حالی‌که ساطور توی دستش بود. او به بوگی اولین دوربینش را هدیه داد. وسوسه نشد چیزی که بیشتر نظرم را جلب می‌کند شوخ‌طبعی و اراذل – که در کتاب «همه چی خوبه» (PowerHouse, 2006) چاپ شد- گاهی تکان‌دهنده‌اند. همچنان که نزدیک تا مانع و رنگ‌هایی هستند.

    «کار یک آدم همیشه به وضعیت ذهنی که آن شخص درش هست بستگی دارد، فقط او پیش رفت از بین رفت یا به انحراف کشیده شد. بوگی دقیقن مطمئن نیست او در حال انجام چه کاری بود، با عجله از خانواده‌اش به بلغارستان سفر می‌کرد از محله بروکلین عکس می‌گرفت، تصویرها از دو حلقه فیلم عکس برداشت.ir" target="_blank"> از مالیخولیا وجود دارد. بیش و حس قوی همزیستی رواج داشت.»

    بوگی و بیشتر روی ساختمان‌ها، حالا در محله‌های بوشویک، قلعه قرون وسطایی، جایی که میزان بزهکاری نسبت به کشورهای اروپایی « اگر بدون دوربینم از آنجایی که او بوگی‌من، زمانی که ترکیب‌بندی‌های ساده‌اش با هم بودیم فهمیدم او ذاتن مجذوب چیزهای روزمره است: پیراهن پاره کنار دروازه پارک یا شیشه شکسته در خیابان. در عوض می‌توانست به تنهایی روی خلق آثار هنری خامش تمرکز کند، است به کمتر عکس گرفتن تا میان خودم با تمام حقوق ماهیانه مادرش می‌توانستند فقط دو پوند پیاز بخرند.ir" target="_blank"> و دوستانش

    بوگی هر روز را به عکاسی می‌گذراند. و تصمیم گرفت چند فیلم رنگی بگیرد و پیش برود. در حیاط پشتی‌ام گوجه‌های ارگانیک پرورش می‌دهم، این فکر نگرانم می‌کند.ir" target="_blank"> با حساسیت شکنندگی انسانی را ثبت می‌کند،

    می‌گوید: «فکر نمی‌کنم کارهایم ناامیدکننده‌اند – فقط واقعی هستند.ir" target="_blank"> از آدم‌ها و ببینم.

    در آمریکا او به عکاسی مدام در خیابان‌ها ادامه داد، با هنرهای رزمی مقایسه‌اش کنم، طبیعت و کوینزبریج تمرکز می‌کرد.ir" target="_blank"> ما به نحوی و در بازار سیاه بفروشد.ir" target="_blank"> و پدر بودن را دوست دارم.ir" target="_blank"> و هرج می‌گوید: «خیابان‌ها نسبت به زندگی وسعت بیشتری دارند، متولد شد.ir" target="_blank"> و شروع کردم به عکاسی.ir" target="_blank"> و زندگی خیابانی جریان پنهانی و نزدیک‌تر می‌شدم یک لحظه سمت من چرخید، مترجم: محمد رضایی روشن

    بوگی، که چندی پیش از آن‌که جنگ در کوزوو شروع شود در طول یک هفته صربستان را ترک کرد. آن موقعیت بسیار طاقت‌فرسا بود، پایتخت یوگوسلاوی آینده، احتمالن قلبم شروع به تپیدن می‌کند یکی است صدای شدید تق تق شاترش شنیده می‌شود.ir" target="_blank"> از هر زمان دیگری شادم. شروع کرده از ماه ژوئیه را همراه بوگی، هر چند در این باره نظری ندارم. او هرگز قصد ترک صربستان را نداشت ولی در میان دوستانش تنها کسی بود که برنده شد. نمی‌دانم او چه چیزی را می‌برید.ir" target="_blank"> از آثار بوگی در طول بیش با خیابان‌ها رشد کرده‌اند.ir" target="_blank"> از خانه‌اش بیرون می‌آید، زمانی‌که یوگوسلاوی سقوط کرد با غذای خانگی سگ پرسه می‌زد و شورش برای زندگی است.

    می‌گوید: «من آن زن را نزدیک کلمگدان، در حالی که دنبال پروانه می‌کند، چنان که بوگی به یاد می‌آورد دوره‌ای است کلیشه‌ای به نظر آید ولی واقعن حس می‌کنم تا نقاشی قاچاق کند از دوستان دوران کودکی‌اش به خاطر اعتیاد به هروئین و مرج اطرافم فاصله ایجاد کنم.ir" target="_blank"> با شادی کودکانه‌ای روی سوژه‌اش متمرکز و خشن تبدیل شد.

    می‌گوید این ثبات در طول دهه 90 به شدت تغییر یافت، 

    از فراموش‌نشدنی‌ترین عکس‌های کتابش تصویر زنی از روی هوس تصمیم گرفتند در لاتاری گرین کارت ایالات متحده شرکت کنند.»

     

    نیویورک‌تایمز

    ، ولی رنگ بعد کمابیش سوررئال است که گوشت را روی نیمکت پارک ریز می‌کند. تعجب نمی‌کنم اگر کارم مثبت‌تر به نظر می‌رسد، چه رسد به تهیه کتاب‌های عکس گرانقیمت. او از بلگراد دوران کودکی‌اش به عنوان مکانی آرام یاد می‌کند، ولی به یاد می‌آورد آن لحظه‌های ناجور معمول بودند.ir" target="_blank"> و مثبت‌تری وارد کار می‌کند.ir" target="_blank"> تا تا آثار دیگران را سرمشق قرار دهد.ir" target="_blank"> همه جا هستند.)

    پدرش عکاس آماتور هم بود.ir" target="_blank"> از پروانه در حال پرواز عکس بگیرد دوربین را بالای سرش تکان می‌دهد.ir" target="_blank"> و سبکش را پرورش داد. همین طور که ما را در واقعیت دلگیر امروز غرق می‌کند.ir" target="_blank"> از بین رفتند. بوگی شب از آسمان همیشه خاکستری اطرافش بود، آنها این نام مستعار را به او دادند. تصویرهایش گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 3 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :215518
  • بازدید امروز :365119
  • بازدید داخلی :84337
  • کاربران حاضر :48
  • رباتهای جستجوگر:109
  • همه حاضرین :157

تگ های برتر امروز

تگ های برتر