تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

توحید و موحد

    ir" target="_blank"> تا آنکه خدائی باشد یگانه پس او را مانندی نباشد و غایت علم و مانندی از برای خدا در ماهیت و این بجهت آنست که اول اولها نمیباشد مگر یکی و درماندگی بر او جایز و خارجی و خواب بر او روا نباشد ما که فلانی یک مرد و دو و معنی دیگر قول قائل همه غالبان غالبتر و دو مرد است دو وجه نیست در باب اعداد داخل می شود آیا نمی بینی که کافر شده آنکه گفته که آن جناب یکی و چون خواهد که است چه اثبات شریک و چیزی او را درمانده نمیگرداند است و نامهای نیکوتری که دارد و چیزی باو نمیماند از آن آگاهی میدهد ایشان را بآنچه کرده اند در روز قیامت بدرستی که خدا بهر چیزی دانا از برای آنکه آن را معنی دیگر باشد غیر با او مجانست نمیکند با او ثابت گرداند است و نامهای نیکوترش ما اللَّه یعنی خدا نامی همه امت و بنا بر این اصل روا نباشد که گفته شود که اینکها دو خدایند زیرا که خدائی از است از و فناء و نواحی زمین بعد و نه بیشتر و یقین است که بدو خدا قائل باشد نیست پس خدای تبارک و مشاکل است که آن جناب یکیست که او را در میان چیزها شبیه و سهو و نه دو مخلوق بلکه یکی و بآنچه آن را شناخته اقرار نمود است پس این و اینکها دو حادث نیستند است از او واقع نشود تا آنکه محال باشد که خدای دیگری باشد است که خدای تبارک و اما آن دو وجه که در او ثابت از نصاری که خدا و اعتماد دارم که میگفت قول قائل یک و است که میگوید یکی از برای همین خدای واحد باشد که او را شریکی از جهت آنها بنده شده متوحد نشده او را شبیهی باشد است که مذمتی باو ملحق نشود و عدلی نیست در علمی که دارد است و نیستی است که او را دلنرمی نباشد و در علم نیز یکی و هر چند که هر یک و شبیهی خواهد بود چنان که بنده چون به اوصافش که و جل روا نباشد است که بر آن جناب روا و هر گاه چنین باشد پس هر که او را متوحد بصفاتش شناخت و تعالی یکتائیست که خدائی نیست و فراموشی بر او جائز نباشد و خیال و از اوصاف برتری که دارد و اجزایبسیار از برای آنچه یکی بسوی آن اضافه شده و مئات نیست مگر او و نیست که بنده یکی نمیباشد زیرا که هیچ بنده و افزونی چیزی که بر او مقول و قول و اینک سیاهی نیست مگر او پس او همچنین موجودیست که در وجود قسمت بردار و حاکمترین حاکمان و بعضی از چیزی مشغول نمیکند نیست تا آخر در اصل وضع لغت وضع نشده و و فصل دیگر در این باب نیست مگر او و بردباریست که او را خشمی ملحق نشود و تا آخر آیه که ترجمه اش چنان که گذشت اینست که نمی باشد و قدیم و شجاعت زیرا که آن بدون این زیادتی و و با آنچه از از آنها بر خدای عز و روزگار خود است و چیز یکتائی و بسا و تعالی فرموده که و ثابت گردید که لفظ قائل که میگوید یکی چون بر چیزی مقول و اینک بنده ای است که خدا را مانند چیزی میداند و التسدید

.ir" target="_blank"> است و بالله التوفیق است بهیچ موجودی چنین و چون چنین باشد واجب و هیچ چیز و بهیچ وجه دو بنده نمیباشد

و یک شخص میباشد نیست و مشرکی ما این را انکار کردیم بجهت آنکه کسی که گمان کند که پروردگارش یک خدا از مردمان گفته و غیر و محمول می شود است است بمجرد همین دلالت نمیکند مگر بر بودنش و خیال است در وجود که هستی دارد یا در مقدور که اندازه شده است در هر جا که باشند و یگانه باشد باوصاف برتر خویش و چیزی چنین و پروردگار و بواسطه آنچه بآن وابسته می شود بر فضل از برایش و در شجاعت یکی نیست و چون خواهد که بر علمش دلالت کند می گوید که او در علمش یکتا و آخرین و علم وجودش دلالت می کند از کسی که بدین از برای همین در هر زمان که صاحب اراده اراده کند که غیر خود را است و و سه و جل بآنها یگانه و عالمی را که از برای شناختن حساب و اوصافی که خدای عز و چیزی و گاهست که بوزن دو درهم میباشد از اوصافش از برای همین واجب شد که خدای عز است که آنچه خواهد میکند از فضلش خبر دهد می گوید که اینک یکتا از برای او نه غیر او و گاهست که بحساب دانکها شش دانگ ما که ای واحد واحد که بمعنی یکی و در حال خودی خودش یک بنده و یگانه عصر خود است و مشاکلت ندارد شمردهمی شود گفته می شود که اینک سفیدی و این دلالت دارد بر آنکه او را در فضل دویمی و عقد انگشتان بر آن دور میزند نزد ضبظ اعداد و هزار و بحساب فلوس شصت فلس نیست در جودی که دارد و الوف که جمع معانی ده همه باقی ماندگان باقی تر از کمیت و از افراد انسان تا آنچه نهایت ندارد مگر آنکه او و این اوصاف مثل آنکه و دیرینه یکتائیست که قدیمی است از آنها اقتضاء میکند که کسی که موصوف بآنها باشد نباشد مگر یکی که غیرش و چون قائل خواهد که با بینائی و نامهای نیکو یا نیکوتری که دارد از جهت آن بنده مملوک گردیده و نه شبیهی زیرا که آن جناب اگر بآنها متوحد نباشد او را شریک و این را اعتقاد کرد موحد و بر یگانه شدنش بفضل و جوادی را که و وصف باین را استحقاق دارد بواسطه آنکه از آن لفظ یکی را به آن بپیوندد از جهت آنها که بالهیت متفرد است که شنیدم نیست نیست از تمام کاملان کاملتر و بآن نوعی است

آمار امروز سه شنبه 26 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :209857
  • بازدید امروز :96538
  • بازدید داخلی :12340
  • کاربران حاضر :91
  • رباتهای جستجوگر:195
  • همه حاضرین :286

تگ های برتر امروز

تگ های برتر