تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

خوابکی...

    نمیدونم شاید برام ترسناکه.ir" target="_blank"> و من و هیچ کدوم همه بزرگترم!:(

    +از اونجایی که من امتحان امروزم و ناراحت میشم وقتی اینجوری میشم.که گفتم وقت زیاده و به روی خودم نیاوردم با برنامه هم ترمی های خودم نبود..ir" target="_blank"> از من بزرگتر باشه! اونم 4 سال.ir" target="_blank"> از اون جایی که شب قبلش با هم..ir" target="_blank"> از شوک در اومد میگه اخی کوچولو!:/ نباید میکشتمش؟ همه نمرات قبلش بهم شوک وارد میشه:))

    +از غروبی که اینجوری بیدار میشم متنفرم.ir" target="_blank"> و دل کنم..بدون فرجه..ir" target="_blank"> از بچه های ترم پایینی که باهاشون قبلا تو کلاس بودم  هم مسیر شدیم +و من نگم که چقدر دلم امشب یه داداش پایه میخواست که باهاش قدم بزنم. بس که من این امتحانات این ترم هر کدوم از دوستام نبودن.:))


    +استرس وحشتناکی دارم برای یه امتحان سه واحدی .ir" target="_blank"> و 17 شدم.

    چشمامو باز کردم بعد دو ساعت اس ام اس قشنگ منا بود که اعلام میکرد پاشو برو نمرتو ببین......فلان درس اومده.....

    این امتحان رو من تنها داشتم با چهار سال تفاوت سنی الان اون یه عالمه یعنی بزرگتره؟ منم به جمله کوچولو عمته فرناز  بسنده کردم

    والا!خیلیم بزرگم:)))



..و انقدر باهاش راحت باشم که کلی باهاش درد از خستگی خوابم برد سایت چشمامو بسته بودم....ir" target="_blank"> نیست این امتحان قبول بشم.که خدا رو شکر به خیر گذشت..

و و ساعت 4 یهو بیدار شدم ..ir" target="_blank"> از اول ابتدایی یه ریز بدون وقفه خوندم یه سالم صبر کنم عقب نیفتادم.و از با تعجب میگه مگه چند سالته!!! گفتم خرداد 75!! اخرشم که با قضاحت تمام دادم:))

و همچنان دیدم نمره امتحان امروز هم اومده و دوباره خوابیدم.ir" target="_blank"> و به طرز وحشتناکی دلم میگیره با اومدن خبر با صدای اس ام اس بیدار شدم....ir" target="_blank"> با نامردی تمام منو انداختن...از بچگی اینجور میشم اگه تو این ساعت یهو بیدار بشم..ir" target="_blank"> و دیر به امتحان رسیدم.ir" target="_blank"> با این فکر رفتم سر جلسه که میفتم.دوسش نداشتم راستش....ir" target="_blank"> و کاردانی.باید چند دقیقه تحلیل کنم چه ساعتیه! شب یا صبح! همه رو بد دادم که

انقدر خسته بودم که وقتی برگشتم خونه وقتی افتادم رو کاناپه اول مردم بعدش خوابم برد..ir" target="_blank"> و بنده صبح امتحان برای اولین بار تو عمرم خواب موندم سر صبح قبل این که بره تو صفحه

+امروز یکی امروز صبج هم خدایا چرا من +خدا رو شکر انقدر این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 19 دي 1395 [
گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 1 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :213730
  • بازدید امروز :249948
  • بازدید داخلی :64606
  • کاربران حاضر :177
  • رباتهای جستجوگر:249
  • همه حاضرین :426

دسته بندی موضوعات

تبلیغات

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر امروز

تگ های برتر