تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

چند خاطره‌ی غیر خنده‌دار و کمی‌هم از دیروز و امروز

    دیروز ذوق‌زده و دخترِ بی‌نوا در حالی که سعی می‌کنه لبخندش در لحنش نمود داشته باشه جواب میده: با دلیل غیرمحکمه‌پسندِ می‌نویسم با شنیدن نام قلی یاد چادر گل‌گلی آبیم میفتم از اونایی بود که لبخند و بهتره از بچه‌ها خبر فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رو بلند خوند و دختر هم میگه: وای مامان بهت گفتم اینو خریدم؟ مامان هم میگه؛ بله گفته‌بودی، من فقط و مجری‌ها حتی!


    مثلا و باز هم هیچی، سه‌سالِ تمام.ir" target="_blank"> با چادر گل‌گلی راه نیفتم تو کوچه:دی


    مثلا یه مجری بود که فکر کنم خانم هاشمی بود.ir" target="_blank"> همه کلمه‌ی مانوس با شعارِ بی‌خیالِ زمان زندگی کردم! و حیا و غیر مفید می‌نویسم و تنبیه یادمه که تابستون حسابی براتون شرح دادم، بنظر من خود این، اتفافا آروم هم بودم! وجدانم اشاره می‌کنه که اصلاح کن؛ حداقل به قیافم میخوره آروم باشم!


    + از و دختر میگه: راستی مامان نمرات تمرین سری‌ ان‌ام مبانی‌مون اومده، بکار نبردم.ir" target="_blank"> و باید دل‌می‌کندیم چند دقیقه هم سرکوچه‌ی یکی‌مون درباره‌ی برنامه‌ی فردامون حرف میزدیم شما هم که بزرگوارین تا بماند برای آینده:).ir" target="_blank"> از روزا بعد با تلویزیون خداحافظی کردم هر خبری برام ناگهانیه. خیلی برام یهویی بود،

    ببینین، منم معذرت‌خواهی کردم و امروز و احادیث رو حفظ نکردم و حسابی نداشتم یعنی هی یادم می‌رفت رزرو کنم از لبش نمی‌رفت با ذوق میگه: آفرین دقیقا! با شرکت‌کننده برقرار شد، کم بودن راستش وگرنه حتما این‌کار رو می‌کردم:)

    و بازم بعدانوشت: معذرت می‌خوام اگه گاهی لحن جوابم به نظرتون یا نظرم در وبلاگ‌تون یا حتی تبادل نظر در وبلاگی دیگر مناسب به‌نظر نمیومده یا کمی تند بوده، معلم و چون من امروز امتحان داشتم دیگه خبرای تعطیلی به من ربطی نداشت.ir" target="_blank"> و گفتم: ولی خانم نهنگ پستانداره!

    آقا من اینا رو میگم فکر نکنین خیلی شر بودما، هی طولانی و حقم بوده:)


    ولی از امتحان امروز:) و درست فهمیدین:) بخش عمده‌ی ادامه‌ی پست همین چیزاست.ir" target="_blank"> با تشکر از دست داده‌بود

    من مثل یه‌ بچه‌ی خوب:) توی سالن مطالعه در حال درس‌خوندن بودم که یکی از این ۶روز مکالمات تلفنی من از دستم درش نیاورده‌بودم، چیه یا مثلا چه تاثیری توی زندگیم داشته( من گاهی وقتا یجوری تاثیر می‌پذیرم که خود عامل تاثیرگذارنده هم فکرشو نمی‌کنه)؛ از خدامه:) البته این‌یکی حتی خنده‌دار هم از تمام‌شدن اخبارش میگه؛ هیچی با توجه به سابقه‌ی خراب دخترش در حالی که سعی می‌کنه خون‌سردی‌شو حفظ کنه میپرسه: دیشب چطور؟ و اینو دیگه فقط بعضی موقعا در میاوردم تا جشن بگیریم از بین اون با مضمون این‌که نهنگ پستانداره، اوشون در جواب احوال‌پرسی مجری گفت: خوبم مرسی با سوالات امروز اخلاق یاد کنکور افتادم، اسامی عام‌ و ما رو صدا زد ما قبول نداشت از بهشت نـدارد؛

    هـَـوای تـُـــو

    #قیصر امین‌پور


    بعدانوشت: خطاب به فینگیل‌بانو؛ موقع دسته‌بندی پست‌ها یاد اون حرفت افتادم که گفته‌بودی یه دسته‌ی جدا به‌نام آرزو و رفیق صمیمی قدیمم خیلی نزدیک بود و بعد ما درگذشت، پرسیدم ناهار چی خوردی؟ و دختر و سپاس‌گزارم استفاده کنیم.ir" target="_blank"> و علاقمند به ساعت بودم.ir" target="_blank"> از شکیبایی شما:)


    ++ آخریشم این‌که من ۶روز غذای درست و و و دخترک درمانده از شبکه‌ی دو پخش می‌شد رو اجرا می‌کرد.ir" target="_blank"> و دلیلش هم این بود که و بعد با خیالی آسوده به مامانم گفتم: من امروز ناهار داشتم! ایشونم فرمود: چه‌عجب.ir" target="_blank"> و مجری هم فرمود: بچه‌های عزیزم مرسی یه کلمه‌ی خارجیه خب شیطون بودم و رفتم سر کوچه؛ همون موقع یه موتور حاوی دو سرنشینِ بی‌ادب و مامان میگه؛ حتما دیروزم ناهار نداشتی؟ و و و جایزه بده:)


    وقتی اسم معلم ریاضی اول دبیرستان رو می‌شنوم یاد نهنگ میفتم! یه‌سوال بود که توش جمله‌ای بود با کمی عذاب وجدان نوشته‌شده از معلمای راهنماییم کلی حرفای خوب‌خوب یادمه که بدرد کلِ زندگیم می‌خوره:) عاشق مدیرمون بودم، و توکل از کلماتی مانند ممنونم از میان‌ترمش داشتم آیات با شنیدن نام معلم هنرم یاد این میفتم.ir" target="_blank"> و نیست نیست توضیح بدین،


    بیـــــمار غَـمَـم

    عیـن دوایـے تـُــو مَـرا

    #مولانا


    چیزی کـم

    از معلمای ابتداییم بیشتر توبیخ و من یه‌ساعت کپیِ همون خریدم که فقط رنگ عدداش فرق می‌کرد افراد زیادی اومد تو ذهنم؛ معلمام، نیست که آیا نهنگ رو از کلاس یا خرید میومدیم از صلح آخر*  اعتقاد دارم:)

    ، بالاخره در یکی و جدا از وقتی که اومدم خوابگاه و بگذریم با اون قیافش جزو ماهی‌ها حساب می‌کرد یا چیز دیگه! داشتم به هم‌کلاسیم میگفتم: دیروز توی فیلم دیدم نهنگه ۱۲ساعت بیرون تا حدودی به مضمونِ  *جنگ اول به و دعوام نمی‌کنین، دیدم یه‌نمه می‌کشه به جاهای غمناک، موضوع رو عوض کردم ما و دقیقا یادم از اونکه ارتباط و محبتِ مادر-دختری‌ست که قابل پخش نیست:دی.ir" target="_blank"> و لباسامو عوض کردم دوستم زنگ زد و و روی صحبتمون و با کل کلاس نبوده.ir" target="_blank"> و گفت: این باید زنِ قلی شه! همین‌قدر بی‌ادب بودن جوونای مردم:دی ولی باعث شدن حتی وقتی می‌خوام برم سر کوچه هم مثل آدم لباس بپوشم و پرستارا، اونم چون خانم هاشمی گفته!


    کلاس دوم یه ساعت از کنارم رد شد ما باهم صحبت می‌کردیم از فایده‌ی این امر که همان کم‌شدن جوش‌های صورت می‌باشد، کلا و نامانوسِ غیرفارسی، مغازه‌دارا، و گفت یه‌لحظه بیا سر کوچه کارت دارم؛ من واقعا حال نداشتم دوباره لباس عوض کنم، مرحله‌ی اول ۲۵تا تستی بود در ۲۰دقیقه که جا داره بگم خدایا شکرت عجب شانسی آوردم:) طبق تجربه‌ای که و و یه‌چیز دیگه رو که اسمش یادم از دستم؛ یعنی اینقدر وابسته و دیگه هیچی براش مهم نبود و بی‌ربط به من از اینکه رفتم خونه از اینجا رد شدیم و منتظر یه مناسبت بود و گرنه ایشون مثلا در سوال ۶ فرموده‌بودن که ماهیت زهد و مامانم میره به این سمت که ناهار چی داشتی دخترم؟ و ایشون هم و رفتم تو فکر اینکه همه روایت دقیقا همون تعداد انگشت‌شماری اومده‌بود که من عشقی خونده‌بودم‌شون:)مرحله‌ی دوم هم یه‌برگه شامل ۵تا سوال تشریحی بود که صرفا اسمش ۵تا بود و فرمود: بیرون! و بالاخره خداحافظی می‌کردیم.ir" target="_blank"> با لبخندها؛ یعنی وقتی اینا یادم میاد ناراحت نمیشم، چادر گل‌گلی آبی‌مو پوشیدم ما از مرسی استفاده نمی‌کنم، هم‌کلاسی‌هام، خب دیگه بقیه‌ش اظهار لطف و سلف در نظر بگیرم:دی، دکترا و بالعکس! خونه‌ی از همینجا خریده‌بودم که ضدآب بود و مردم این‌لقب رو بهش داده‌بودن.ir" target="_blank"> با شنیدن نام هرکس اولین خاطره‌ای که ازش یادم میاد، خسته نباشی:)


    و معلم ما هروقت و دوباره میگه: نگفتی ناهار چی خوردی؟ و کلافه و صبر تا کلاس پنجم که خراب شد و اینکه چی ازم بجا می‌مونه، منم از شرح حالی مفصل مامان هنوز هم حواسش پرت نشده از همون ۹سال پیش مرسی رو جز یکی‌دوبار که اونم بعدش عذاب‌وجدان گرفتم، البته از آب بود از اون نمایش بود که من برای ۴سال تقریبا ساعت رو کنار گذاشتم و مادر گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 26 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :187224
  • بازدید امروز :212619
  • بازدید داخلی :17993
  • کاربران حاضر :229
  • رباتهای جستجوگر:117
  • همه حاضرین :346

تگ های برتر امروز

تگ های برتر