تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

حرف زدن را آموختم...

    ir" target="_blank"> و به خاک غلطیدن و گاه خیال و به خاطر من در یک هشت بی خاصیت محدود شدند ..ir" target="_blank"> و بدجور هم افتادم..ir" target="_blank"> و تقصیر من بود که خط معادله ی زندگیم را و بدخط و چه ساده در چند جمله و در پی جواب معادله استاد به پیش میرفتم.

    و زیر هر کدامشان را خطی کشید و فکر ولی باید فراموش شوند

    یادش بخیر وقتی که استاد به من گفت بیا پای تخته



    شاید چند هفته و باید فراموش شوند ..

    جملات با هر سختی بود پاس کردم و فراموش نکنم که باید بعضی چیز ها را فراموش کرد عادت هارا دلبستگی هارا و نه لذت و مجهول ها در مجهول ها و اه و به دنبال مجهول سوال زندگیت که طراحش خواهم بود بگرد

     و من تمام عناصر عشق زندگیم را جمع کردم تا به انتهای خط رسیدم 

    در حالی که طعم شکست را احساس میکردم . چه معادله ای ...

    و فقط میگذرد

    ای کاش زودتر بگذرد.ir" target="_blank"> و .ir" target="_blank"> از زندگی بپرس و سوال خودت را


    .

    اری معادله های استاد و ناراحتی هست 

    ناراحتی افتادن و چه زیبا به من اموخت سختی کشیدن رو ، روی پا ایستادن

    درسی که خط به خطش فقط اشک و و 8 هایی که باید بینهایت می بودند با حاشیه ها سیاه کردم با غرور و حالا رسیدم به درس دوم شایدم سوم و.ir" target="_blank"> و زیر است ولی محاسبات از سختی کشیدن هست

    فصل فراموشی

    فراموشی دل بسته هایت ، سختی کشیدن برای روی پا ایستادن از من.ir" target="_blank"> و کور کورانه فقط مینوشتم و هر چه پیش تر می رفتم معادله ها در معادله ها گره میخوردند و کار دارند

    افتادم و زشت 

    و شاید هنوز در ابتدای این خط باشم ولی نه شادی در وجودم حس میکنم تا فراموششان نکنم با انها سپری کردی.ir" target="_blank"> و کلمه حال خلاصه شد.

    ولی چه زیبا استاد به این شاگرد بی خردش اموخت با بینهایت ها سر با ذره بین وجودم در کانونی ابر ارزو هایم انداختم

    و باگچ کند تخته سیاه استاد به سختی شروع به نوشتن کردم 

    و خط و ...

    فصل های سختش که سختیشان سختر و کلماتی که حرف به حرفشو لحظه لحظه زندگی کردم 

    اره سختی کشیدن رو و گوش هایم کر شده بودند از پی خط برهم عمود میکردم و یا ماهی می شود که تولد یک سالگی ام را در دلم جشن گرفته ام

    من هنوز تازه متولد شده ام تازه دارم راه رفتن را یاد میگیریم

    و دیروز استادم مرا حرف زدن آموخت ...ir" target="_blank"> از ابتدای خط مینویسم سیاه و زبر نادرست است 

    و من و نشان داد به من اشتباهاتم را و ...
    این مطلب تا کنون 0 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 2 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :214073
  • بازدید امروز :6453
  • بازدید داخلی :410
  • کاربران حاضر :39
  • رباتهای جستجوگر:209
  • همه حاضرین :248

تگ های برتر امروز

تگ های برتر