تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

می ترسم در کنار شوهرم احساس امنیت نکنم

    .ir" target="_blank"> و من تسلیمش میشدم. خدا میدونه وقتایی که خانوادم منو بهش میسپاردن چقدر التماس میکردم که نکنن این کار .ir" target="_blank"> با زور از خونه برن بیرون منو دست اون عوضی  میسپردن از اقوام نزدیک مورد تعرض قرار گرفتم اون موقع ها فقط میدونستم که کار زشتی داره انجام میشه و فکر کنم و سالام تو پر تر بودم بعضی وقتا فکر میکنم شاید بخاطر همین میومد سمتم )

    ادامه مطلب
.ir" target="_blank"> همه میگم اونم

هر بار وجودشو ارضا میکرد و از سرم برداره وگرنه به بارها بهش گفتم سرش داد زدم که دست از چهارده سالگیم دیگه بهش اجازه دست درازی نمیدادم تنها که میشدیم بزور بهم حمله میکرد و لگد جلوشو میگرفتم اما بازم اذیتم میکرد خیلی نسبت به من درشت هیکل بود..ir" target="_blank"> تا اینک بزرگتر شدم

سلام

فکر میکنم شش هفت ساله بودم که اولین بار توسط یکی و اونم..ir" target="_blank"> با پوزخند هر بار میگفت بگو ببینم تو رو میکشن یا منو ؟ من فقط هشت سالم بود هیچی نمیفهمیدم حتی هنوز از فرصت استفاده میکرد اون لعنتی هم مدام با بدن خودم اشنا نبودم . جلوی من لباسشو در میاورد فیلم پ*رن میدید...ir" target="_blank"> و اگر کسی بفهمه حتمااا منو تنبیه میکنه.ir" target="_blank"> و هر جا که منو تنها گیر میاورد بهم دست درازی میکرد خیلی وقت ها که خانوادم میخواستن گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, ,

آمار امروز شنبه 30 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212992
  • بازدید امروز :280267
  • بازدید داخلی :74028
  • کاربران حاضر :173
  • رباتهای جستجوگر:222
  • همه حاضرین :395

تگ های برتر امروز

تگ های برتر