تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

نتيجه جستجو براي \"بیایم اعتراف\" - تعداد نتايج: 91 - نمايش صفحه 1 از 10 صفحه

اعتراف باورنکردنی و وحشتناک ( ۱۴ اعتراف عجیب در ساعات آخر عمر )

اعتراف باورنکردنی و وحشتناک اعتراف : وقتی که انسان در حال مرگ است و می داند که زمان زیادی برای زنده ماندن ندارد به احتمال فراوان افکار بسیاری به ذهن او خطور می کنند. بسیاری از افراد در ساعات و لحظه های آخر عمر خود اعترافاتی می کنند و پرده از رازهایی بر می دارند که […]
نوشته اعتراف باورنکردنی و وحشتناک ( ۱۴ اعتراف عجیب در ساعات آخر عمر ) اولین بار در شهر مطلب پدیدار شد.
این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
5 بازدید
اعتراف باورنکردنی و وحشتناک ( ۱۴ اعتراف عجیب در ساعات آخر عمر )

به سوی علقمه رفتم که تشنه کام بیایم/ و سرگذاشته بر دامن امام بیایم

محمدحسین انصاری‌نژاد از شاعران کشورمان در پی شهادت محسن حججی از رزمندگان مدافع حرم شعری سروده است.
این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
3 بازدید
به سوی علقمه رفتم که تشنه کام بیایم/ و سرگذاشته بر دامن امام بیایم

اعتراف می کنم.........

ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ..ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ .ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍ ﻟﺤﺴﻮﺩ، ﻻﯾﺴﻮﺩ، ﻻﻣﺮﺽ !ﻫﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺩ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ.
***************************اعتراف میکنم با این که از اول دبستان زبان میخونم هنوز نمیدونم کلمات شاهین و شهین به لاتین چطورتش
این مطلب تا کنون 145 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
145 بازدید
اعتراف می کنم.........

اعتراف

خداوند
بزرگ است!؟!
یا
گرفتاری ها و مشکلات من!
#من_لی_غیرک
این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
6 بازدید
اعتراف

اعتراف عاشقانه

اعتراف عاشقانه 
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شدهفکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنمباور نمیکنم اینک بی توامکاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیریکاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینیتا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنمدر حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دید
این مطلب تا کنون 78 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
78 بازدید
اعتراف عاشقانه

اعتراف تلخ یک پرسپولیسی

یکی از بازیکنان شاخص پرسپولیس اعتراف تلخی را در مورد تیمش کرد.
این مطلب تا کنون 0 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
0 بازدید
اعتراف تلخ یک پرسپولیسی

شما هم اعتراف کنید

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!...اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندیداومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!مامان گفت نوید کیه؟گفتم: پسر آقای …گفت اون اسمش پارساست اسم
این مطلب تا کنون 63 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
63 بازدید
شما هم اعتراف کنید

اعتراف جالب

اعتراف میکنم یه روز که سوم راهنمایی بودمدقیقا بعد از عید هم بود و همه مانتوهای معلم ها نــــــو و تازه !!منم نه برداشتم نه گذاشتم پاشدم رفتم پشت سر معلمه (مانتوش هم سفید بود)این هر جا میرفت من پشت سرش میرفتم و مانتوشو با خودکار آبی و قرمز خط خطی می کردم!!درسته اولش من شروع کردم حالا بعدش بچه های کلاس با این ماژیک هایلایت ها خط خطیش کردنیادمه تا آخر سال بامن حـــــــرف نزد ولی خدایی نمره مو کـــم نکرد!!
این مطلب تا کنون 239 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
239 بازدید
اعتراف جالب

اعتراف میکنم

اعتراف میكنم عمه ی من....یه دختر داره شا نداره!از خوشگلی تا نداره!به كس كسونش نمیده!به همه كسونش نمیده!•_•.....چی؟!!!نه بابا اون یه تحفه ٦ ساله داره بیشعور هر وقت میاد خونمون یه چیزی هم طلبكاره، عین بووووق هم ادمو نگا میكنه، عین چی میخوره اخرشم میره به مامانش چغلیمو میكنه كصافط، حالا سر دلمو وا نكنین عمم اومده میگه:واسه دختر گلم قراره خواستگار صف بكشه!^_^اخه عمه من، موجود ناشناخته جنگل افریقا، اپاچی بی فرهنگ، فروشنده ی بنداز، پسره بمیره كه بهتره!
این مطلب تا کنون 210 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
210 بازدید
اعتراف میکنم

اعتراف های خنده دار سری ششم

باشما هستیم با مجموعه اعترافات خنده دار سری ششم
 
اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟
♠ ♠ ♠ ♠ ♠ ♠
اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد
♠ ♠ ♠ ♠ ♠ ♠

این مطلب تا کنون 164 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
164 بازدید
اعتراف های خنده دار سری ششم

صفحات

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160753
  • بازدید امروز :295438
  • بازدید داخلی :25997
  • کاربران حاضر :220
  • رباتهای جستجوگر:353
  • همه حاضرین :573

تگ های برتر