خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خونواده

میخاستم این هفته برم خونواده رو بیارم ولی بچه ها اصلا انگار ول کن اونجا نیستن 
ظاهرا باید این هفته رو هم بیخیال زن و بچه بشیم  ولی عیب نداره عوضش به اونا خوش میگذره  
به قول پسرم  که میگه دلم برات تنگ شده ها ولی تو نیای دنبالمون 
 
این مطلب تا کنون 180 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
180 بازدید
خونواده

خونواده

میخاستم این هفته برم خونواده رو بیارم ولی بچه ها اصلا انگار ول کن اونجا نیستن 
ظاهرا باید این هفته رو هم بیخیال زن و بچه بشیم  ولی عیب نداره عوضش به اونا خوش میگذره  
به قول پسرم  که میگه دلم برات تنگ شده ها ولی تو نیای دنبالمون 
 
بعد نوشت _ الان ساعت ۱۰ شبه دیشب خواهرم دعوت کرده بود شام البته من زیاد از مزاحمت خوشم نمیاد و خونه خودمونو راحتترم ولی خب وقتی ادم دعوت میشه نمیشه قبول نکنه خلاصه اومدنی هم یه ظرف غذا پر کرد و اوردم برای شام امشب و ا
این مطلب تا کنون 135 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
135 بازدید
خونواده

ماجراهای جالب آقوی همساده : “شرکت در مجلس ختم !”

آقو ما دیروز تو قبرستون بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن گفتیم مام شرکت کنیم ثواب داره…همه نشسته بودیم ناراحت یهو خونواده زن دوم مرحوم پیداشون شد!…آقو دوتا خونواده افتادن رو سر هم کتک و کتک کاری…مام رفتیم جداشون کنیم انقد مشت و لگد خورد تو پوزمون فکمون از 36جا شیکست! آخرشم دو طرف از شدت ناراحتی اشتباهی مارو جای مرحوم دفن کردن! ها ها ها…رفتیم اون دنیا موقع سوال جواب کردن هل شدیم همو اول سر نام و نام خانوادگی گند زدیم مارو فرستادن
این مطلب تا کنون 71 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
71 بازدید
ماجراهای جالب آقوی همساده : “شرکت در مجلس ختم !”

محبت پدرم:-)

یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم
 
 
 
 
که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود، بابام یهو زد زیر خنده! گفتم چرا میخندى؟
 
 
گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى، شست پامو مى کردم تو حلقت
 
 
چون شور بود خوشت میومد ، ساکت میشدى !
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید
محبت پدرم:-)

داستان سیمز 3

تو یه خونه ی بزرگ و یه خونواده پولدار دختری زندگی میکرد که نظافتچی بود به اسم جولیا

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تنها آرزوش این بود که با عشقش ازدواج کنه و از اونجا بره
 
 
اما عشقش کی بود؟؟
 پسر اون خونواده ی خرپول اسمش جان بود که هزارتا دوست دختر داش
 
ماریا یکی از دوست دخترای جان ک میدونست دختره نظافتچی عاشقه جان شده هر روز با اون دعوامیکرد و میگفت از این خونه میندازمت بیرون
 
جان تصمیم داشت با دختر عموی پولدارش ماریا ازدواج کنه و عشق پاکه جولیارو
این مطلب تا کنون 52 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
52 بازدید
داستان سیمز 3

دانلود رمان بمون کنارم جلد 1و2

خلاصه داستان :
داستان دریاره دختری به اسم شمیم هستش که پس از فوت مادر و پدرش بنا به گفته ی دوست باباش بعد یک سال میاد با همین خونواده ی دوست پدرش زندگی می کنه.. خونواده ی دوست پدرش یک پسر به اسم ارمیا و یک دختر به اسم المیرا دارن.. ورود شمیم به زندگی این خانواده ارمیا را ناراحت می کنه..و از اونجا ارمیا درصدد به وجود اوردن ناراحتی برای شمیم هستش.. و سعی می کنه همه جا خوردش کنه… از قضا شمیم از پدر خونواده می خواد که بره سرکار..و با اصرار های فراون ا
این مطلب تا کنون 2131 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2131 بازدید
دانلود رمان بمون کنارم جلد 1و2

فرشاد

سلام به همه داداش و اجیا امیدوارم كه هركجا هستین خوش و خرم كنار خونواده گلتون زندگی رو باسلامتی و شادكامی روزهای خوشی رو داشته باشین اومدم بگم ب یادتون هستم
از كسایی ك نظر گزاشتن واقعا ممنونم مخوصا ادینه خوش
هیع خدا اصلا این روزا حوصله ندارم حتی خودم مخصوصا سربازم باشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
چی بگم از كسایی ك واقعا ببخشید سربازایی ك شعور ندارن و حتی منطق حالیشون نمیشه
این مطلب تا کنون 24 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
24 بازدید
فرشاد

نوروز 1394

 
نوروز 1394
فرا رسیدن یه بهار دیگه رو به همه تبریگ مگم و از صمیمی قلبم در سال جدید,برای شما آرزوی یه زندگی شاد و موفق رو دارم.
حدود یک سال و نیم میشه که برای ادامه کارم اومدم تهران.چقدر زود این مدت طی شد.
اما الحمدالله تا حالا شرایط زندگیم خوب بوده و بابت آینده هم توکل بر خدا.
تنها نگرانی زندگیم که در تبریک های سال قبل هم بهش اشاره داشتم,همین مشکلاتی هست که میبینم. جنگهایی که کشورهای دیگه درگیرش هستن,مشکلات خونواده هامون,بیکاری جوونا و ..., که انشا
این مطلب تا کنون 110 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
110 بازدید
نوروز 1394

♥176

وقتی نه با خونواده ی خودش سفر میره نه خونواده ی من . وقتی میگه حوصله ی جمع ندارم وقتی در برابر اصرارهای مامانش راضی به سفر دسته جمعیشون نمیشه ...
حق دارم بزنم زیر گریه وقتی میگم میخوایم بریم مشهد تفریح و گردش ، بابا گفته تو هم بیای خوب میشه و در جواب میگه حالِ خوش گذروندن ندارم .
حق دارم بغض کنم که این چه وضعیه ؟؟ چرا حوصله ی هیچی نداری ؟ در جواب توجیه میاره که نه اینجوریام نیست که اگه حوصله ی هیشکی نداشتم خونتون نمی اومدم با اقوامتون چند روز بمون
این مطلب تا کنون 187 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
187 بازدید
♥176

#تفسیر اهنگ #ال_و_ال #lol از البوم #بزرگ جلد ۲ #سامان_ویلسون #مهرادهیدن

ZedBazi, ال و ال : بعضی از دوستای پیگیر کانال در مورد این ترک سوالایی داشتن که سعی میکنم جواب بدم.تو پست های قبل هم گفتم که lol یا همونی ک هی میزنید لول ینی خنده با صدای بلند.تو این اهنگ سامان و مهراد کارهای خز رو مسخره میکنن و یجور انتقاد اجتماعی همراه با طنزه!شروع اهنگ که صدای باز شدن آیینه بغل های یه ماشین گرون قیمت و صدای استارت موتورش و بعد گاز دادن الکی که برای جلب توجه و همینطور صدای رینگتون اس ام اس! احتمالا ماشینه از خونواده لامبورگینیه
این مطلب تا کنون 132 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
132 بازدید
#تفسیر اهنگ #ال_و_ال #lol از البوم #بزرگ جلد ۲ #سامان_ویلسون #مهرادهیدن

دو روز با خونواده عمه جون

سلام سلام سلام من اومدمعمه عزیزم با خانوادش اومده بودن خونه ما روز اول که اومدن رفتیم بیرون غذا خوردیم هوا خیلی سرد بود مامانم خواست که زود برگردیم خونه ولی من اصلا سردم نبود به قول مامانم بس که می دویدم و ورجه وورجه می کردم احساس سرما نمی کردم. فرداش هم که جمعه بود رفتیم الله اکبر منظورم همون مسجد کبود تبریزه. موزه هم رفتیم.  مهد کودکمو نشون عمه اینا دادم . پذیرایی هم می کردیم از خودمون جاتون خالی خیلی خوش به حالم بود.
این مطلب تا کنون 60 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
60 بازدید
دو روز با خونواده عمه جون

همسرت رو اینجوری میتونی بشناسی

 همسرت رو سه جا میتونی بشناسی : 1. ﺗﻮی ﺟﻤﻌﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎﺷﻪ 2. ﺗﻮی ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ خونواده اش ﺑﺎﺷﻦ 3. توی جمعی که بهترین دوستاش هستن ﺍﮔﻪ ﺗﻮی ﺍﯾﻦ 3 ﺟﺎ تنھا نموندی بهترین رفیقته!! یه حالت چهارم ھم تبصره میزنیم: توی شادی هاش یه قدم برو عقب و چیزی نگو... اگه خودش جاتو خالی دید و صدات کرد بدون بهترین رفیقته... کسی میگفت: وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز
این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
37 بازدید
همسرت رو اینجوری میتونی بشناسی

پدرم روزت مبارک

 
 
 
 
 
پدر خیلی با مادر فرق داره،مادر میتونه گریه کنه خالی شه اما پدر نه
مادر میتونه درباره مشکلات با اطرافیان صحبت کنه ولی پدر نه
پدرا باید مشکلات رو خودشون حل کنن
 
که یه وقتی اعضای خونواده متوجه مشکلات نشن
پدرا سختی رو به جون میخرن تا خونواده احساس هیچ کمبودی نکنه
 
پدرا سنگ صبور خوبین....
 
بابایی روزت مبارك
 
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
پدرم روزت مبارک

گرفتن نتیجه رفتار ما با دیگران.

گرفتن نتیجه رفتار ما با دیگران
یه باز عزیزی رو تو یه شهری دیدم,که داشت دستهاش
رو میشت, موقعی که شستن دستهاش تموم شد,شیر آب رو نبست و رفت.
کار بالا شاید به نظر بعضی ها زیاد مهم جلوه نده
و فقط در قبال همچین کارهایی بگن:طرف بی فرهنگه و آب رو هدر میده.
اما توجه به همچین مواردی خیلی مهمه و در زندگی
انسان تآثیرات زیادی داره.
ما هم از لحاظ رفتار و هم از لحاظ گفتار,دقیقآ
به هر صورتی که در این دنیا و با دیگران برخورد داشته باشیم,با ما هم برخورد میشه.
یعنی ما
این مطلب تا کنون 131 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
131 بازدید
گرفتن نتیجه رفتار ما با دیگران.

تسلیت!

دوست عزیزم راحله جان!!!تسلیت واژه کوچکی ست در برابر غم بزرگتان!ترک عزیز خیلی سخته!! این روزها فقط از خدا می خوام که بهتون صبر بده!! به تو که همیشه غمخوار همه اعضای خونواده بودی و هستی!! به پدرومادر مریضت!! به خواهر و برادرات! از همه مهم تر به دو تا دخترش! فقط میتونم یه چیزی بگم اونم اینه که اون فقط جسمش رفته!! روحش همیشه پیش شما میمونه و مهمتر از اون قلبشه!! که هنوز زنده هست! که هنوز توی وجود یه نفر دیگه می تپه! اون با رفتنش به یه نفر دیگه زندگی داد!تسل
این مطلب تا کنون 42 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
42 بازدید
تسلیت!

چت روم آیا مکان ازدواج هست ؟

در چت روم های فارسی چه میگذرد ؟ آیا هدف از چت ازدواج هست ؟ ای بابا آقای یارعلیاین روزا این جور مسایل عادی شده واسه مردمالبته بنده به هیچ وجه موافق این کارا نیستمولی جوونها عقلشون رفته کف پاهاشون متاسفانه.من یه خونواده رو میشناسم که به همین دلیل تا حدود زیادی آسیب دیدجریان از این قرار بود که پسر وسطی خانواده توی چت با یه دختره آشنا میشهچون خانواده ی نسبتا مذهبی هم داشته قضیه رو از والدین و حتی برادرانش مخفی می کنهاین آقا مدتی به چت کردن با ای
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
چت روم آیا مکان ازدواج هست ؟

دلخوشی ها کم نیست !!

پیرو پست قبلیه مینو با خوندن وبلاگ مذکور به این نتیجه رسیدیم که واقعا چقدر زندگی میتونه عشقولانه به نظر بیاد اگه واقعا بتونی دلخوشیاشو هم ببینی ...همش دنبال نقطه ضعف گرفتن نباشی..محبتارو هم ببینی و بنویسی ..همش غر نزنی ...لاصه قرار براین شد که تو یک پستم که شده نق نزنیمو فقط خوبیای اطرافو ببینیم...جمعه صبح امیر برای کمک به پدرش رفت باغ...به منم اجازه داد که حالا که اون نیست منم برم پیش خونواده ام تا تنها نباشم...فرشته رو هم با خودش برد تا کمی اونجا
این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
27 بازدید
دلخوشی ها کم نیست !!

سال نو مبارک

فکرشو بکن ! سال دیگه این موقع ...همه خانواده دور هم باشن .. صداهای جدیدی به خونواده اضافه شده باشه .. مجردا به عشقشون رسیده باشن .. متاهلا هم که منتظر بچه بودن، بچه دار شده باشن .. اون لبخندایی که از خونواده‌ها، ماهها، شاید سال‌ها دور شده بود، بازم به لباشون برگشته باشه. بعد همینجور که صدای قهقهه میاد، به آرزوهایی که امسال کردیم، فکر کنیم و با خودمون بگیم : دیدی همه چی درست شد؟دیدی الکی اینقدر حرص خوردی؟ امیدوارم همه درسال جدید پیش رو به آرزوهاش
این مطلب تا کنون 69 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
69 بازدید
سال نو مبارک

درکم کنین خب

مامان و بابام برای این که ثابت کنن من آدم تنبلی هستم،هروقت یه خورده خسته میشم بابام برمی گرده به مامانم میگه:حرومت دارم اینو به غیر شیرازی شوهر بدی!مامانم: حالا شیرازی از کجا گیر بیاریم؟قضیه چی بود؟من اتاقم یه طبقه بالاست...یه روز بعد از مدرسه و ناهار که نوبتم بود بلافاصله ظرفای ناهار رو شستم...مامانم:O از تو بعیده!منم ترسیدم که بیشتر بهم فشار بیارن دیگه هرروز ظرف بشورم،گفتم: نه خیرم می بینید دارم می شورم واسه اینه که رفتم بالا درس بخونم دیگه ن
این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
17 بازدید
درکم کنین خب

تره به تخمش میره حسنی به باباش نه استاد دانشگاهش

پیرو کامنت دوست عزیزمون علی آقا که نوشته بودن:خیلی ببخشید صریح میگم : مردشور نظام آموزشی ای رو ببرن که دکترش اینقدر فهم نداره !!! حالم از دانشگاه ها بهم خورد که یه حداقلی از سطح شعور افرادو بعد 4+2+4 >> 10 سال آموزش نتونستن تو فارغ التحصیلاشون ایجاد کننخجالت آوره من باید بگم که واقعیت اینه که درسته که تحصیلات خوبه و تا حدی روی شعور و دیدگاه ما نسبت به زندگی اثر میذاره اما در نهایت حتی اگه فوق دکتری و پروفسورا هم بگیری تضمینی برای باشعور بودنت نیس
این مطلب تا کنون 33 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
33 بازدید
تره به تخمش میره حسنی به باباش نه استاد دانشگاهش

یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم
که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود، بابام یهو زد زیر خنده!
گفتم چرا میخندى؟
گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى، شست پامو مى کردم تو
حلقت
چون شور بود خوشت میومد ، ساکت میشدى !
این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
10 بازدید

بازم شنبه اومد

بازم شنبه بازم یه روز جدید بازم عادت گذروندن لحظه ها و انتظار دیدن لحظه ای که زنگ خونرو نشون بده زنگ پایان، شادی تکراری هر روزمون یا حتی همه عمرمون، جشنی که هر روز برای گذروندن عمرمون می گیریم بدون اینکه نتیجه داشته باشه. آره می گم می خوام قدر لحظه هارو بدونم قدر سلامتی، قدر داشتن یه کار، خونواده ولی چجوری؟؟سعی می کنم اما نمی شه، نمی شه اون جوری که می خوام شاد باشم دلم می خواد یک ماه فقط یک ماه فارغ از فکر و غصه آزاد و رها برم بگردم برم مسافرت ب
این مطلب تا کنون 54 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
54 بازدید
بازم شنبه اومد

ماجراهای جالب آقوی همساده : “مهد کودک !”

آقو ما یه روز با خانوممون رفته بودیم مهد کودک که بچه خواهرمونو بگیریم…اونجا که رسیدیم یهو یکی از ای بچه ها دوئید اومد تو بغل ما گفت سلام بابا جون! مام یکم خندیدیم برگشتیم زنمونو نگاه کردیم دیدیم داره دقیقاٌ همونجوری به ما نگاه میکنه که حسن نصرالله به بنیامین نتانیابو! نگاه میکنه! آقو جلو چشم بچه های مردم افتاد رو سرمون مارو به حد مرگ زد! دیدن ای صحنه ها رو بچه ها تاثیر گذاشت دارای خوی وحشی گری شدن خونواده هاشون رفتن از ما شکایت کردن 24سال رفتی
این مطلب تا کنون 39 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
39 بازدید
ماجراهای جالب آقوی همساده : “مهد کودک !”

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟ میگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم !!! بعد میخنده میگه 6 وقت داریم . بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟ میگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم .
 
این مطلب تا کنون 152 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
152 بازدید

امان از این مبل ها...

امروز هم مزاحم داشتیم دو تا خانم بودن اونی ک همراه بود چقد دلنشین بود ولی اون یکی چقد سفت و سخت بود ترسناکم بود...
خاستم لباسی رو ک دیروز خریدم بپوشم ک مادر جان نذاشت ی پیرهن سبز پوشیدم... 
لباس جشن حنابندون خواهرم... 
مشکلش این بود ک خودش کوتاه بود خاستم بشینم رو مبل کلن داغون شد.... خخخخخخ
هیچی ازشون نمیدونم فقط اینکه پسره لیسانس داشت و توی بیمارستان کار میکرد.. حالا چیکاره بود تو بیمارسان نمیدونم...
خواهرم میگه تو خاستگاری همه دروغ میگن... همه حر
این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
12 بازدید
امان از این مبل ها...

سلام. خیلی وقته به وبلاگم سر نزدم، هم سرم شلوغ بود هم دسترسی به نت نداشتم. البته علت اصلی اینه که خواننده ندارم. ولی بازهم می نویسم برا خودم هم که شده خوبه.
این روزا حالم خوب نیست، نمیدونم چی درسته،چی غلط. راستش باید به یکی جواب بدم که هیچ منطق مشترکی نداریم، طرف فقط هر از چندگاهی پیداش میشه میگه خواهانم، بعد جواب میشنوه میره یه مدت دیگه میاد همون حرفای قبلی. میگم آخه من چه کنم، آخه این مدت کجا بودی، یه وقت میگفت خانوادم راضی نیستن، گفتم خوب چر
این مطلب تا کنون 207 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
207 بازدید

تفاوت دیدگاه های همسران

در این نوشتار به یک نمونه از تفاوت دیدگاه های زن و مرد می پردازیم:
دو زن که با هم دوستی داشتند یکی از حسنات و خوبی های شوهر خود و دیگری از ضعف ها و بدی های همسر خود تعریف می کردند:
زن اولی: دیشب آقامون ما رو برا شام دعوت کرد رفتیم ی بیرون رستوران و شام خوشمزه ای خوردیم و کلی بیرون گشتیم و خوش گذروندیم. وقتی ام اومدیم خونه شمع روشن کرد و ی فضای رمانتیکی برامون ایجاد کرد.
زن دومی: دیشب وقتی آقام از سر کار برگشت مثه اینکه عُنق بود و قهر و بدون شام گرفت
این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
13 بازدید
تفاوت دیدگاه های همسران

من ني ني دارم !! هورا

وقتی می شنوی كه یك نی نی  جدید قرار به خونه بیاد و تو جمع خونواده قرار بگیره .... خیلی خوشحال كننده استحداقل برای من و بابا كه اینطور بود حقیقتا ما دو تا خیلی خودخواه بودیم و دوست نداشتیم كسی به  جمع دو نفرمون اضافه بشه چند سالی رو اینطوری سر كردیم تا اینكه بالاخره ماه رمضان سال گذشته بود كه احساس خلا كردیم احساس كردیم زندگی داره تكراری می شه و به وجود یك نی نی توی خونه احساس نیاز كردیم خدا رو شكر خیلی طول نكشید كه خبر بارداری من توسط بابا به من
این مطلب تا کنون 41 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
41 بازدید
من ني ني دارم !! هورا

وقتی..

وقتی ذوق داری اما کورش می کننوقتی بغض داری، اشک داری ولی توان گریه کردن نداری، وقتی بهت میگن باید گریه کنی و خودتو خالی کنی وگرنه یه روز میزنه به یه جاییتو جسما داغونت میکنه اما بازم...وقتی حس میکنی چقدر ساده ایو حالت از این ساده بودن به هم می خورهوقتی دلت می خواد شیطنتای دخترونتو بروز بدی اما نمیشه که نمی تونیوقتی دیگه گوش شنیدن خورد شدن استخونای غرورتو نداریوقتی نزدیک کنکور ارشد زودرنج ترو بداخلاق تر میشی( کاش اطرافیانم منو ببخشن)وقتی در ع
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید
وقتی..

تعطيلات

 
 
اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،
 تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،
و آن جا «انسانیت» است!
 
"فریدون مشیری"
 
پ- ن
چند روز تعطیلات رو رفتیم شهرستان تا یه كم آب و هوامون عوض شه و مادر و مادر خانم رو زیارت كنیم  و ... خلاصه بهمون خوش گذشت ولی برگشتنی من تنها اومدم و خونواده اونجا موندن  فكر كنم یه دو هفته ای بمونن  امیدوارم كه بهشون حسابی خوش بگذره / قربون خدا برم وقتی میرفتیم با كولر رفتیم ولی اومدنی نزدیك بود بخاری رو
این مطلب تا کنون 138 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
138 بازدید
تعطيلات

چشم و گوش ها باز

در دوران راهنمایی معلم هنری داشتیم بسیار جوان. از اونجایی که مامانم معاون همون مدرسه بود بعد از تموم شدن دوران راهنمایی و بزرگتر شدن روابط صمیمانه ای با این معلم داشتم و حتی با اسم کوچیک صداش میکردم. یه موجود آروم و ریلکس که آزارش به مورچه هم نمیرسه. فک میکنم حدودا 30 سالش بود که ازدواج کرد. با کسی که اصلا به هم نمیخوردن. این خانوم خودش و خونواده اش مذهبی بودن ولی اون پسر اصلا تو این خطا نبودن. اصالتا رشتیو کلا در قید و بند هیچی نبودن.خیلی زود بچ
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید
چشم و گوش ها باز

عکس برا فیس بوک و اینستاگرامشون

واقعا خوب گفتن هر فناوری که میخواد وارد کشوری بشه اول باید فرهنگ استفاده از اون وارد بشه ...
یعنی بشماری تعداد جماعتی که واقعا برای تشییع مرحوم مرتضی پاشایی اومده
خیلی کمتر از اونایی که موبایل به دست دارند فیلم و عکس میگیرن که لابد
بگذارن تو فیس بوک و اینستاگرامشون!
آخه کنسرت اون مرحوم که نیومدید ، تشییع جنازه اش اومدید !!!
حالا یه عده اون وسط دارند عکس سلفی می گیرند ! یکی هم هست پایه سلفی هم با خودش اورده ! اون دیگه چه دل خجسته ای داره!!
واقعا آ
این مطلب تا کنون 182 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
182 بازدید
عکس برا فیس بوک و اینستاگرامشون

بهش میگن آموزش و پرورش!

تو عصر ما نوجوونا اکثر وقتشون رو در مدرسه میگذرونن جایی که علاوه بر آموزش قراره به پرورش اونا هم بپردازه و شاید خیلی از خونواده ها هم به این بهونه با ورود فرزندشون به مدرسه اهمیت کمتری به تربیت اونا میدن. ولی شما اثری از پرورش تو این نهاد می بینید؟!
یه کم دقت کنید، با خودتون فکر کنید که نوجوونای این زمونه چقدر در رفتار های اجتماعی شون مشکل دارن؟! چند درصدشون واقعا آمادگی ورود به اجتماع رو دارن؟! خیلی کم
و مشکل وقتی جدی تر میشه که روحیه گروه گر
این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
32 بازدید
بهش میگن آموزش و پرورش!

یــــــــه نـظـــر ســـنـجی !

ایـــنـو راجــع به مــــن پـر کنـیـــدمــــرسـی !
نـگیـــن دوسـت داری پـسـت بذاری ، عیـــبی نـداره هاااا
 
خب حالا که کامنتا 30 تا شد . ترجیح میدم جوابارو بگم.....
1) زرشکی - لیمویی
2) فسنجوووووووووون
3) تو مدرسه با دوستام - به خورده هم نت
4) همه چی......
5) همین 5 تای اینجا + چند تا مشکاتی که میدونید دیگه. خلاصه از دوستی با همشون مفتخرم!!!
6) خدا - خونواده - رفقا - درس -
7) 29 اسفند 1378.......هیییییی فرداش عیده !
8) رضایت دیگران ازم - قبولی رشته مورد علاقم.....
9) نمیدونم.
این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
38 بازدید
یــــــــه نـظـــر ســـنـجی !

خخخ

چه قشنگه .. 
شب عروسی
عشقت همون پسریه که
همه زندگیته 
همونی که همیشه نازتو میکشید
حالا کنارت واستاده
یه کت شلوار خوشگل هم تنش کرده
اینقدر خوشتیپ شده که دلت میخواد
تا فردا نگاش کنی
باورت نمیشه
اصلا
باورت نمیشه داری خانوم همون مردی میشی
که عاشقشی 
داری خانوم خونش میشی
دستتو میگیره میاد در گوشت میگه
خوشگل نرقص میترسم خانوممو بدزدن ..
بهش میگی تا وقتی آقای خوشتیپم اینجاس
کسی جرات نمیکنه نزدیکم بشه ..
اونم میگه درسته ولی نرقص چشمشون هیزه
بهش م
این مطلب تا کنون 146 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
146 بازدید
خخخ

روز مادر

سلام
ساعت ده بود مامانم زنگ زد گفت ناهار خونه حسن اینا هستیم
منم چون هنوز برا روز مادر چیزی برا مامانم نخریده بودم تصمیم گرفتم برم قنادی و یه كیك تولد سفارش بدم ساعت دوازده بودم رفتم شیرینی سرای حاج علی یه كیك گرفتم روش نوشت مادرجان روزت مبارك یه گل كه چندتا شمع اویزونش بود كه شمعش روشن میكردی اهنگ میزد
گرفتم رفتم خونه گذاشتمش تو یخچال و رفتم خونه حسن اینا ساعت دو ناهار خوردیم مرغ شكم پر و سالاد و دوغ و شربت  سر سفره هم من و مامان و ابجی بزرگ و
این مطلب تا کنون 315 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
315 بازدید
روز مادر

من و نامزدم بیشتر از 7 سال دوست بودیم.
عقدمون با مكافاتی شروع شد
هیچ كدوم از دوتا خونواده راضی نبودن!!!
اجبارا صیغه كردیم با اذن پدرم. . .الان یكساله
بابام هی میگه:بیا زنتو عقد كن ببرش. . .شوهرم میگه آمادگی نداارم.
الانم دوماهه كه یكهو غیبش زده.فقط زنگ زده میگه:دو ماهه دیگه مدت صیغه تمومه و من تو تفاهم نداریم و دیگه نمیخوامت
م‍ژگان دارم دیوونه میشم.دست به خودكشی زدم ولی زنده موندم.نمیتونم.با ابروم بازی شده.هفت سال عمرم مفتی مفت رفته. . .كمكم كن. . .
 

این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
35 بازدید

موافقت وزارت علوم با ادامه تحصیل بنده

سلام به همه بچه های ای بی اسبچه ها روز سه شنبه از دانشگاه باهام تماس گرفتن و گفتن که وزارت علوم نامه دستوری فرستاده که با ادامه تحصیل بنده موافقت بشه، خیلی شوکه شدم، آخرین جوابی که به من داده بودن این بود که بررسی بیشتر بشه، یعنی خودمو دوباره احضار کنن، اما ظاهرا با تغییر ریاست جمهوری و در ادامه وزیر علوم، رئیس جدید با ادامه تحصیل اکثر موارد و نامه هایی که زیر دستش بود موافقت کرده...پنج شنبه دارم میرم تهران که شنبه برم تبریز، بچه ها واقعا الان
این مطلب تا کنون 54 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
54 بازدید
موافقت وزارت علوم با ادامه تحصیل بنده

1000+261

دیشب با زهرا تو تلگرام چت میردم
بهش گفتم که دوستی منو مجید تموم شد
ولی نگفتم که چی شد که باعث این اتفاق شد
فقط گفتم رف پیش مشاورو این حرفا،دروغم نبود خو رفته بود و واقعا مشاور مخالفت کرده بود
اولش گفت شاید مجید بهونه اورده مشاورو
بهش گفتم ک مشاور بهونه نبود و دوستم داره و...
خلاصه یه جور قانع کردم که دوستم داره ولی کار منطقی این بود که قبل از اینکه خونواده ها هم وارد ماجرا بشن کنار بکشیم تا دردسر نشه
برگشت بهم گفریالزیاد دل بستش نشده بودی که؟
:|

این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
37 بازدید
1000+261

مهملات شبه پزشکی

به نقل از ایران بوم
هنگام خواندن کتابهای پزشکی دقت کنید، زیرا ممکن است در اثر یک غلط چاپی بمیرید
                                مارک تواین
در هیچ حرفه‌ای به اندازه پزشکی ادعاهای فراوان و دروغین و مدعی روشهای بیهوده و خطرناک وجود ندارد، در هیچ حرفه‌ای به اندازه پزشکی شیادی و حقه‌بازی انجام نمی‌گیرد، در هیچ حرفه ای به این اندازه مشتری و طرفدار برای مهملات شبه پزشکی وجود ندارد، و در هیچ حرفه‌ای همانند پزشکی افراد تحصیل کرده و عامی به ر
این مطلب تا کنون 386 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
386 بازدید
مهملات شبه پزشکی
صفحات ادامه نتايج:  1 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر