خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دید ترین جک های ابان ماه

مهندسی دختر خوشگلی دید که با پدرش گدائی میکرد .از پدرش دختر را خواستگاری کرد.پدرش گفت اگه دختر من را میخواهی باید سه روز با من گدائی کنی تا به دخترم نگویی گدا .مهندس بعد از مدتی فکر کردن قبول کرد .روز دوم گدایی ، دخترک دید مهندس گریه میکنه .علت را پرسید .  مهندس گفت بخاطر خودم گریه میکنم که چندین سال تو عسلویهوقتمو تلف کردم
این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
20 بازدید
دید ترین جک های ابان ماه

بوسه هایم همه تقدیم تو باد...

کودکی ، دخترکی ، موقع خواب
سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید :
زندگی چیست ؟
پدرش از سر بی صبری گفت :
زندگی یعنی عشق
دخترک با سر پرشوری گفت :
عشق را معنی کن !
پدرش داد جواب :
بوسه ی گرم تو بر گونه ی من
دخترک خنده برآورد ز شوق
گونه های پدرش را بوسید
زان سپس گفت :
پدر … عشق اگر بوسه بود …
بوسه هایم همه تقدیم تو باد !!!
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
بوسه هایم همه تقدیم تو باد...

#9

بخونید قشنگه واقعا..
مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید:«چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم»
 
مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت : «نمازش تمام شد!»مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودممرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.شب هنگام، در
این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
16 بازدید
#9

خالکوبی بهاره رهنما سوژه شد + عکس

به گزارش مجله ی اینترنتی دریکساز به نقل از
سیمرغ ،بهاره رهنما عکس جدیدی از خودش به همراه پدرش منتشر کرده که خالکوبی
روی دست بهاره رهنما سوژه شده است!


عکس بهاره رهنما و پدرش

بهاره رهنما متن و عکسی را به همراه پدرش در صفحه شخصی اش منتشر کرد که خالکوبی روی دست بهاره رهنما جلب توجه می کند.

اما عکس و متن منتشر شده توسط بهاره رهنما :

و آغوش تو تا همیشه امن ترین جای دنیاست
پدرم روز اخری که در خانه پدری بودم از من قول گرفت که هرگز هیچ مردی را
این مطلب تا کنون 138 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
138 بازدید
خالکوبی بهاره رهنما سوژه شد + عکس

معلومات

دانش‌آموزی از پدرش که در حال رانندگی بود پرسید؛ کوه آلپ در کجا قرار دارد؟
پدرش جواب داد؛ نمی‌دانم! 
دانش‌آموز بعد از چند دقیقه پرسید؛ مقبره ابن‌سینا کجاست؟
 پدرش پاسخ داد؛ نمی‌دانم! 
  چند سوال دیگر هم با همین پاسخ نمی‌دانم روبرو شد.
مادر دانش‌آموز با عصبانیت به او گفت؛ بچه‌جون! اینهمه سوال نکن حواس پدرت پرت می‌شود 
پدر گفت؛ نه خانم! بذار سوال کنه تا به معلوماتش اضافه بشه!
این مطلب تا کنون 99 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
99 بازدید
معلومات

پسره به پدرش میگه: بابا چرا هر وقت من عاشقانه و پراحساس آواز میخونم شما زود میری پنجره رو باز می کنی و به مردم کوچه نگاه می کنی و لبخند میزنی؟
پدرش میگه: به این خاطر که با شنیدن صدای تو مردم فکر نکنن که من دارم کتکت میزنم و این صدای جیغ و دادته!
این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
22 بازدید

ﭘﺪﺭ ﻣﺴﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪﮐﻨﺎﺭ ﺍﻧﻬﺎ ﯾﮏﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ .ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﮐﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ ﭘﺴﺮ 25 ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﯿﻦ ﭘﺪﺭ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻪ .ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩﭘﺴﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﮐﺮﺩﻭ ﮔﻔﺖ :ﭘﺪﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺳﺖ
این مطلب تا کنون 68 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
68 بازدید

دانلود کتاب پیشگیری از خشونت خانگی(روانشناسی)

قسمتی از متن کتاب:
 
مادر فکر می کرد که بدرفتاری و رفتار خشن پسرش حسین به خاطر این است که در کوچه و خیابان با بچه های بد همسایه دوست شده است. او نمی دانست که حسین از زمانی که بچه کوچکی بوده است، همیشه دیده است که پدرش، موقع دعوا کردن، دست روی مادرش بلند کرده و هر وقت خودش یا خواهرش سر و صدا می کرده، پدرش با آنها بدرفتاری کرده است. حسین هم رفتار بد را از پدرش یاد گرفته است. بنابر این حسین خودش هم قربانی بدرفتاری و رفتار خشن پدرش بوده است. الان هم که
این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
28 بازدید
دانلود کتاب پیشگیری از خشونت خانگی(روانشناسی)

نرسیده به درخت

بعد 12 سال دوستش رو پیدا کردم.
شماره دادم که بگو فلانی منتظره بهش زنگ بزن.
3 ماه بعد زنگ زد...
که من دوست قدیمی هستم...که گفتی تماس بگیره.
خوب خوشحال شدم.
تو این همه سال تنها اتفاق مهم مردن پدرش بود که افتاده بود.
بعدم اینکه یه بچه اش شده دو تا...
خانم طلبه پشیمون بود از راهی که رفته.
میدونستم اونجا مشغول مرید و مراد بازی شدن.
خودش گفت که دوست داره ادامه تحصیل بده و اتفاقا رشته تحصیلی منو انتخاب کنه...
هی...
گفت اومدی تهران بگو بهم
تو دلم گفتم باش تا بیام..
این مطلب تا کنون 270 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
270 بازدید
نرسیده به درخت

آواز پسر یا کتک پدر

پسره به پدرش میگه: بابا چرا هر وقت من عاشقانه و پراحساس آواز میخونم شما زود میری پنجره رو باز می کنی و به مردم کوچه نگاه می کنی و لبخند میزنی؟
پدرش میگه: به این خاطر که با شنیدن صدای تو مردم فکر نکنن که من دارم کتکت میزنم و این صدای جیغ و دادته!
این مطلب تا کنون 205 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
205 بازدید
آواز پسر یا کتک پدر

دينداد مَهَن

همش تقصیر شبكه های اجتماعیه كه كوچكیترین فرصت های باقی مانده در كنار كارهای شخصی و بچه داری بنده رو بی خود و بی جهت پر كرده و نمی ذاره بیام اینجا و از بهداد بنویسم، به دوستان وبلاگیم سر بزنم و لحظه لحظه های بزرگ شدن پسرك رو به ثبت برسونم!!!‌ امروز دیگه حسابی روی تنبلی پا گذاشتم
بهداد هر روز شیرین تر از گذشته می شه، با تك كلمه و جمله های كوتاه كامل منظورش رو می رسونه و یه وقت هایی باعث تعجب من و پدرش می شه. هر روز شیطون تر می شه و كارهایی كه انجام م
این مطلب تا کنون 114 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
114 بازدید
دينداد مَهَن

دانلود رمان بمون کنارم جلد 1و2

خلاصه داستان :
داستان دریاره دختری به اسم شمیم هستش که پس از فوت مادر و پدرش بنا به گفته ی دوست باباش بعد یک سال میاد با همین خونواده ی دوست پدرش زندگی می کنه.. خونواده ی دوست پدرش یک پسر به اسم ارمیا و یک دختر به اسم المیرا دارن.. ورود شمیم به زندگی این خانواده ارمیا را ناراحت می کنه..و از اونجا ارمیا درصدد به وجود اوردن ناراحتی برای شمیم هستش.. و سعی می کنه همه جا خوردش کنه… از قضا شمیم از پدر خونواده می خواد که بره سرکار..و با اصرار های فراون ا
این مطلب تا کنون 2131 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2131 بازدید
دانلود رمان بمون کنارم جلد 1و2

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که اب می شود دوست می دارمتو را برای دوست داشتن دوست می دارمتو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارمتو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارمبرای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریختلبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارمتو را به خاطر خاطره ها دوست می دارمبرای پشت کردن به آرزوهای محال به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارمتو را برای دوست داشتن دوست می دا
این مطلب تا کنون 199 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
199 بازدید
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

دگستن کوشی

دگستن کوشی در بیست و یکم اوت سال 1789 در پاریس متولد شد. پدرش مردی مقدس و مادرش زنی با تقوا بود. کوشی نزد پدر تعلیم دید. پدری که مقامهای اداری بالایی را برعهده داشت، از جمله نخستین منشی جلسه سنا بود. خانواده کوشی در «آرکوی» در همسایگی لاپلاس و برتوله زندگی می کردند. در سال 1800 که پدرش به سمت منشی مجلس سنا انتخاب شد اوگستن کوچک و فعال را همراه خود به آنجا برد.
این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
32 بازدید
دگستن کوشی

حکایتی از اسرارالتوحید

* گفته اند که پدر شیخ ما ، بابوابوالخیر ، سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او را در میهنه سرایی بکرد و بر دو دیوار سقف های آن بنا، نام سلطان محمود و ذکر حشم و خدم و پیلان و مراکب او نقش فرمود. و شیخ کودک بود. پدر را گفت: «مرا درین سرا، یک خانه بنا کن چنانک آن خانه خاصه من باشد و هیچ کس را در آن هیچ تصرف نباشد.» پدر او را خانه ی بنا کرد در بالای سرای، که صومعه‏ی شیخ آن است. چون خانه تمام شد و در گل گرفتند، شیخ فرمود تا بر در و دیوار و سقف آن بنوشتند که «
این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
18 بازدید
حکایتی از اسرارالتوحید

تاریخچه چهارشنبه سوری

سیاوش یکی از مظلوم ترین چهره های شاهنامه است. وقتی که زن پدرش سودابه به او دل بست هرگز به مکر نامادری نشد تا اینکه جسارت به گوش پدرش کیکاووس رسید و شدیدا مورد خشم او قرار گرفت. سیاوش از پدر خواست تا برای اثبات پاکی و بیگناهیش از هفت تونل آتش گذر کند و اگر سالم بیرون آمد دلیل بر بیگناهیش بدانند. این آزمون آتش در آخرین سه شنبه ی سال انجامید و او سرافرازانه بیرون آمد. به دستور کیکاووس این جشن، جشن ملی شناخته شد و ما هم واپسین سه شنبه را به یاد پاکی
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
تاریخچه چهارشنبه سوری

داستان کوتاه هدیه پدربه پسرش

مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت :من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم
این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
26 بازدید
داستان کوتاه هدیه پدربه پسرش

شهید گمنام سلام...

 
درباره ی شهید گمنام چه میدانیم؟ جز همین یک واژه "گمنــام"...
اما این سنگ قبر ساده تعریف دیگری هم دارد...
مادری ست چشم به راه.... که سالهاست دلتنگ در اغوش کشیدن فرزند است...
خواهری ست که میخواهد با برادرش صحبت کند اما نمیداند کدام یک برادر اوست...
پدر پیری ست... که عصا به دست در گلزار شهدا جستجو میکند عصای پیری اش را
دختری ست... که پدرش تا بحال از چارچوب قاب عکس بیرون نیامده..
و همسری ست... که دل تنگ شنیدن دوست دارم های شوهرش است
آره دوست من...این معنی شهید
این مطلب تا کنون 140 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
140 بازدید
شهید گمنام سلام...

داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و یکم )

یورا معلق توی زمین و هوا بود و دستی محکم دستش رو گرفته بود . با شوک ناشی از افتادن  تازه به خودش اومده بود و فهمیده بود چیکار کرده . با دیدن دستایی که اون رو نگهش داشته بود بیش از پیش متعجب شد.
پدرش با قدرت اون رو بالا کشید و بعد بغلش کرد و اون رو با خودش به وسط پشت بوم آورد . با اینکه دخترش رو نجات داده بود اما جرئت باز کردن چشماش رو نداشت . یورا بی پناه تر از همیشه توی آغوش پدرش فرو رفته بود. بالاخره پدرش چشماش رو باز کرد و با دیدن دخترش که توی آغوشش
این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
17 بازدید
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و یکم )

مسی در روزاریو،  سانتافه به دنیا آمد. پدرش خورخه هوراکیو مسی، کارگر کارخانه بود و مادرش سلیا ماریا کوچیتینی٬ یک نظافتچی نیمه وقت بود. اصلیت والدین مسی ایتالیایی است و به شهر آنکونا باز می گردد. جد او،  آنجلو مسی در سال ۱۸۸۳ به آرژانتین مهاجرت کرده است. او از پنج سالگی فوتبال خودش را در تیم گراندولی آغاز کرد؛ تیمی که پدرش در آن زمان مربیش بود. او در سال ۱۹۹۵ به نیوولز اولد بویز  رفت تیمی که در همان شهر روزاریو قرار داشت.در سن ۱۱ سالگی ت
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید

اشک مادر

ﭘﺴﺮﮐﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﺩﺭ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ﻣﺎﺩﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ !ﭘﺴﺮﮎ ﻧﺰﺩ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﺍﻭ ﭼﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ؟ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺶ ﺭﺳﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ: ﻫﻤﻪﯼ ﺯﻥﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺩﻟﯿﻠﯽ !ﭘﺴﺮﮎ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻥﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﺍﻓﺘﻨﺪ، ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺑﻮﺩ .ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧ
این مطلب تا کنون 93 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
93 بازدید
اشک مادر

 دیده ام پر گشته است از روی دوستگم شدم پیدا شدم در کوی دوستباتلاقی بوده ام در عمق خاکگشته ام جاری همه در جوی دوستدولت عشق است این اغاز منزآنچه دارم آن همه از سوی دوستآسمانی جا گرفته در زمین یک سبد احساس اندر بوی دوستمی توان مثل پرنده پر کشید ناگهان خود در هوای بوی دوست تا فراسوی شب یلدای غممی کشد ما را کمان ابروی دوستاز شعاع تابش خورشید مهرشد فروزان شعله گیسوی دوستمی شود خود توتیای چشم ما قطعه ای از خاک پای کوی دوست
این مطلب تا کنون 215 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
215 بازدید

 دیده ام پر گشته است از روی دوستگم شدم پیدا شدم در کوی دوستباتلاقی بوده ام در عمق خاکگشته ام جاری همه در جوی دوستدولت عشق است این اغاز منزآنچه دارم آن همه از سوی دوستآسمانی جا گرفته در زمین یک سبد احساس اندر بوی دوستمی توان مثل پرنده پر کشید ناگهان خود در هوای بوی دوست تا فراسوی شب یلدای غممی کشد ما را کمان ابروی دوستاز شعاع تابش خورشید مهرشد فروزان شعله گیسوی دوستمی شود خود توتیای چشم ما قطعه ای از خاک پای کوی دوست
این مطلب تا کنون 218 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
218 بازدید

داستان کوتاه تصمیم مهم

در یکی از روستاهای ایتالیا، پسر بچه شروری بود که دیگران را با سخنان زشتش خیلی ناراحت می کرد. روزی پدرش جعبه ‏ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسی را با حرف هایت ناراحت کردی، یکی از این میخ ‏ها را به دیوار طویله بکوب. روز اول، پسرک بیست میخ را به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می ‏آزارد، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد. یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هربا
این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
14 بازدید
داستان کوتاه تصمیم مهم

داستانک

یه روز غول چراغ جادو به یه نفر بر می خورهبهش میگه ی ارزو بکن ، فقط یه ارزو، خوب فک کن.اون میره پیش خانوادش و به زنش قضیه رو میگه.زن میگه: ما بچه دار نمیشیم ارزو کن یه بچه گیرمون بیادمیره پیش مادرش، مادرش میگه: من خیلی وقته بیناییمو ازدست دادم ارزو کن من بیناشم. میره پیش پدرش، پدرش میگه:پول از همه چیز بهتره ارزو کن پول می خوای. اون مرد میره فک کنهخیلی فک میکنه تا اخر میاد به غول چراغ جادو میگه: ارزو میکنم مادرمبچمو توی گهواره طلا ببینه!
این مطلب تا کنون 39 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
39 بازدید
داستانک

او مرا دوست نداشت

او دوستم نداشت ادای دوست داشتنم را در میاورد به عزت نفسم صدمه میزد مرا به تهمت میکشاند او مرا دوست نداشت من به پایش خم شدم من او را سجده کردم و او مرا نادان و هرزه پنداشت او مرا دوست نداشت او مرا بی اندازه استعمال کرد  او برایم یک دنیای رنگی سراب را نشان داد اما من آینده ام را در آن میدیدم او مرا دوست نداشت او مرا دوست نداشت
این مطلب تا کنون 182 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
182 بازدید
او مرا دوست نداشت

ماشالله پسر جادوگر

هاوش و هیرسا نام دو پسر شماره هشت اسطوره ای اسیاست. البته آخرین باری که پسران علی کریمی را در تمرین پرسپولیس دیدیم خیلی کوچک بودند اما پسر بزرگتر علی کریمی ماشاالله حسابی رشد کرده اما ظاهرا او مثل پدرش در فوتبال مهارت ندارد. پدرش که به جادوگر فوتبال آسیا مشهور بود.
این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
18 بازدید
ماشالله پسر جادوگر

حکایت زیبا

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﺯﻧﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
"نمی دﺍﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﯾﻚ فرشته ﺑﻪ ﻧﺰﺩ من ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﯾﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛﻨﻢ!"
ﺯﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: "ﻣﺎ ﻛﻪ 16 ﺳﺎﻝ ﺍﺟﺎﻗﻤﻮﻥ ﻛﻮﺭﻩ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﯾﻢ."
ﻣﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ‌ ﻛﺮﺩ، ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: "تو که می دانی ﻣﻦ ﺳﺎل هاﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ شده ام، ﭘﺲ ﺁ
این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
38 بازدید
حکایت زیبا

ازدواج عمو پورنگ با خانوم یلدا باکری !!!!!

کار شبکه های اجتماعی این روزها شده ایجاد شایعه و گسترش اون
این هم خبر مجعول شبکه های اجتماعی موبایلی
ازدواج عمو پورنگ 42ساله با یلدا باکری 38ساله
 
هیچ اطلاعاتی در مورد خانم یلدا باکری در اینترنت وجود نداره
عمو پورنگ اسم واقعیش داریوش فرضیایی متولد اول مرداد ۱۳۵۲ در تهران است. مادرش گیلانی و پدرش تورک آذری است. تسلط او به زبانهای گیلکی و ترکی آذری و استفاده او از این دو زبان در برنامه هایش به همین دلیل است. او تحصیلات خود را در رشته گرافیک ادام
این مطلب تا کنون 4094 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
4094 بازدید
ازدواج عمو پورنگ با خانوم یلدا باکری !!!!!

داستان زیبای گردنبند

داستان زیبای گردنبند
جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد. مادرش گفت:خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده ، خوب چه کار می توانیم بکنیم! من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه رسیدیم، یک لیست مرتب از کارها ک
این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
15 بازدید
داستان زیبای گردنبند

هدیه فارغ التخصیلی

مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی،
پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو
می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای
هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی
خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق
مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...من از داشتن پسر خوبی
مثل تو بی نهایت مغرور و شاد
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
هدیه فارغ التخصیلی

و بلاخره وارد دهه شصت شدم
با وزن 69 در خدمتتون هستم
الان یه ماهه که رو وزن 69 استپ شدم
البته تا 67 هم رفتم ولی زودی بزگشتم به 69
عالیییییههههههههههههه
خودمو دوست دارم الان
زندگی با لاغری عالیه
یه دنیای دیگه اس
زنذگیمو دوست دارم
موقعیتایی که برام پیش میاد رو دوست دارم
خودمو دوست دارم
ایشالله شما هم مثل من خودتونو دوست داشته باشین دوست جونام
این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
20 بازدید

انتظار

زیر بارون نفسهاتو دوست دارمعطر خوبه ، تو رو بارون میگیرهبا تو زندگیم چه رویایی میشهبا تو این قلب یخی جون میگیرهدوست دارم تموم لحظه هامو با تو باشمدوست دارم که دست گرمتو بگیرمدوست دارم فقط چشهاتو باز کنیتا ببینی که چقدر دوست دارمهمه خوبی هاتو باور می کنمنمیتونم بی تو طاقت بیارمدوست دارم تموم خاطراتم با تو باشهدوست دارم تو انتظار تلخ تو بمیرم...
این مطلب تا کنون 73 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
73 بازدید
انتظار

عکس و بیوگرافی سحر قریشی

خانوم سحر قریشی در سال۱۳۶۶متولد شد . 
مهران اخوان ذاکری همسر او است . او چند سالی است با همسرش زندگی مشترک خود
را آغاز کرده است و روز های خوبی را با هم پشت سر میگذارند . سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش …
قرمز، مشکی و آبی  رنگ های مورد علاقه این بازیگر است . سحر قریشی
دوست دارد هر چه زود تر به اوج بازیگری برسد و این آینده را برای خود پیش
بینی میکند . نوع پوشش و لباس خیلی برای سحر قریشی اهمیت دارد . حسین سهیلی
زاده او همانند پد
این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
17 بازدید
عکس و بیوگرافی سحر قریشی

تقدیم به پسر عاشق عزیز

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوس
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
تقدیم به پسر عاشق عزیز

 دل بسته ام از همه عالم بروی دوستوز هر چه فارغیم،بجز گفتگوی دوستما را زمانه دل نفریبد بهیچ رویالا بموی دلکش و روی نکوی دوستباغ بهشت کاینهمه وصفش کنند نیستجز جلوه ای ز صحن مصفای کوی دوستگلهای باغ با همه شادابی و نشاطخار آیدم بدیده نبینم چو روی دوستیک موی یار خویش به عالم نمیدهمما بسته ایم رشته جان را بموی دوستبر ما غم زمانه ز هر سو که رو کندمائیم و روی دل بهمه حال سوی دوستما جز رضای دوست تمنا نمیکنیمچون آرزوی ماست همه آرزوی دوست
این مطلب تا کنون 215 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
215 بازدید

کیوس گوران اوریمی

کیوس گوران اوریمی معروف به کیوس (۷ خرداد۱۳۱۷هجری شمسی برابر با ۲۸ می ۱۹۳۸ (میلادی) در اوریم ِسوادکوه، مازندران، ایران)شاعر، نویسنده، خواننده و روزنامه‌نگار تبری است. وی پایه‌گذار شعر انتقادی و اجتماعی مازندرانی در عصر معاصر است. کیوس در خانواده‌ای به دنیا آمد که پدرش میرزداش نام داشت و از مخالفان حکومت پهلوی در مازندران بود و در دوران کودکی کیوس گوران، پدرش به عنوان زندانی سیاسی 
این مطلب تا کنون 218 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
218 بازدید
کیوس گوران اوریمی

میخ های روی دیوار

 
پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت . پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که
عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی .روز اول ، پسر بچه 37 میخ به
دیوار کوبید . طی چند هفته بعد ، همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل
کند ، تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر می شد . او فهمید که کنترل عصبانیتش
آسان تر از کوبیدن میخ ها بر دیوار است ...بالاخره روزی رسید که پسر بچه
دیگر عصبانی نمی شد . او این مسئله را به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر
این مطلب تا کنون 49 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
49 بازدید
میخ های روی دیوار

راهنمای مسایل زندگی

پسرکی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می‌کنی ؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم!پسرک نزد پدرش رفت و گفت : چرا مامان همیشه گریه می‌کند ؟ او چه می‌خواهد ؟پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همه‌ی زن‌ها گریه می‌کنند بی هیچ دلیلی!پسرک از اینکه زن‌ها خیلی راحت به گریه می‌افتند ، متعجب بود .
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می‌کند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زن‌ها این همه گریه می‌کنند؟خدا جواب داد:من زن را به ش
این مطلب تا کنون 112 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
112 بازدید
راهنمای مسایل زندگی

یکسال از نبودت می گذره پدر عزیزم

سلام دیدنت رو چند بار آخر نزدیک مزارت داشته ام ...  و شاید نمی آیی تا ما بیاییم ... و آرامش بگیریم ...  آرامشی که فقط معنایش رو دختری که در آغوش پدرش باشد می فهمد!  چقدر سریع یکسال گذشت و چقدر آهسته پنج سال بعد از تصادفت گذشت ... پنج سال و یکسال ... ای کاش بودی و فقط بودی و ما نگاهت می کردیم ... نگاه مهربانی های پدرانه ات ... بهم گفتی: دوست داشتم پبشتون باشم ... اشک امونم نداد .... 
این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
17 بازدید
یکسال از نبودت می گذره پدر عزیزم

ساده و صمیمی با فرزندان

 
بابای خوبم، ساعتی چند حقوق می گیری؟
پدری همیشه دیروقت و بسیار خسته به خانه برمی­ گشت، طوری كه نای حرف زدن نیز نداشت. و پسر كوچكش همیشه در خواب بود و موفق به دیدار پدرش نمی­ شد. روزی پسر كوچولو تصمیم گرفت تا پاسی از شب بیدار بماند و پدرش را موقع آمدن به خانه ببیند و با او بازی كند و نقاشی­ های زیبایش را برای او نشان دهد، تا بدین وسیله پدر خویش را خوشحال كند. وقتی پدر، طبق معمول دیروقت و خسته به خانه رسید، پسرش را دید كه هنوز نخوابیده. با عصبانیت
این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
9 بازدید
ساده و صمیمی با فرزندان

336

‌اگر روزی فرا برسد که زن ، نه از سر ضعف ، که با قدرت عشق بورزد…دوست داشتن برای او نیز ، همچون مرد ، سرچشمه ی زندگی خواهد بودو نه خطری مرگ بار…! سیمون دوبووار
+بهش که فکر کردم دیدم واقعا خیلی از زن ها موقع ازدواج چشمشون رو روی همه چی میبندن و فقط دنبال دوست داشته شدن یا دوست دوست داشتنن!
به نظر من قبل از این ها درک متقابل مهمه...
این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
22 بازدید
336

آدم شدن از جامی

پدری با پسری گفت به قهر
‏که تو آدم نشوی جان پدر

حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر

‏دل فرزند از این حرف شکست
‏بی خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

‏چند روزی بگذشت و پس از آن
‏امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمده از راه دراز
‏نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر
‏نظر افکند به سراپای پدر

‏گفت گفتی که تو آدم نشوی
‏تو ک
این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
14 بازدید
آدم شدن از جامی

پسر کوجکی که کم کم بزرگ میشود!

به نام خدا
آخر هفته قبل،عروسی برادرزاده جان بود و همسر، چون عزادار بود قصد شرکت در عروسی نداشت،پیشنهاد دادم که برود سری به دوست قدیمی اش که در شهردیگری زندگی میکند بزند و کمی به او در امورات باغداری کمک کند،درست یادم نیست که من چه گفتم که او گفت: پسرها را هم میبرم
یهو انگار ته دلم یک جور شیرین و شوری خالی شد، عمیقا دوست داشتم که امیر دو سه روزی در کنار پدرش باشد و وسط خاک و گل و آب و کود و پرنده و پرتقال غلط بزند و کیف کند ولی یه جوری حس میکردم نک
این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
16 بازدید
پسر کوجکی که کم کم بزرگ میشود!

شوخی های شبکه های اجتماعی !

1 _ یارو پدرش تو بستر مرگ بوده میگه : بیا بشین کنارم کارت دارم . بعد یه چوب میده دست پسرش ! پسره هم که میخواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرشچوب رو میشکونه ! پدره سکته میکنه و درجا میمیره ! مامانش میگه : خاک تو سرت ، این نی از هفت سال قبل دست به دست به پدرت رسیده بود !!
این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
16 بازدید
شوخی های شبکه های اجتماعی !

قانون هفتم

دوست داری دوست پیدا کنی؟
دوست با خوش خدمتی به دست نمی یاد ،اگه می بینی داری زیادی سرویس می دی تا دوست پیدا کنی دو تا نکته رو باید بدونی.....
یک اینکه اونها دوست نیستن و محض اطلاعت یه مشت انگل هستن که یه میزبان مفت گیر اوردن
دیگه اینکه برو ببین ، نکنه یه وقت معتاد تایید گرفتن از دیگران شده باشی که اگه اینطور باشه بیچاره شدی، سریع برو کلینیک ترک تا دیر نشده!!
این مطلب تا کنون 107 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
107 بازدید
قانون هفتم

دانلود انیمیشن Strings 2004 با لینک مستقیم

ک شاهزاده به قصد گرفتن انتقام مرگ پدرش سرزمین خود را ترک می کند ولی درواقع پدرش به قتل نرسیده بود، بلکه خودکشی کرده بود اون بزودی حقیقت را از زبان بانوی جنگجویی در میابد و … ژانر: درام – ماجرایی – تخیلی سال انتشار: ۲۰۰۴ حجم: ۷۰۰ مگابایت
رمز:animationmr.blogfa.com
کیفیت: DVDRIP خوب
زیرنویس فارسی: ندارد
این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
28 بازدید
دانلود انیمیشن Strings 2004 با لینک مستقیم

خدایا تو بی نهایتی تمام انسان ها را صبر بده.....

خدایا همیشه زندگی ام با نام تو شروع می شود خدایا اگر گاهی ناراحتیم از دست خودمان است ما را ببخش خدایا امروز خبر بسیار بدی در رابطه با همکارم شنیدم بچه برادرش در سن دو ساله و هشت ماهگی زیر یک عمل البته قبل از عمل فوت کرده بود تنها نوه ای که بسیار دوست داشتند خدایا به مادرش ، پدرش به همه اطرافیانش صبر بده خدایا تو بسیار بزرگی ......من هم بسیار ناراحتم و غم اش انقدر وسیع است که قابل تصور نیست . خدایا به همه ما انسان های که در هر جای دنیا زندگی می کنیم
این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
21 بازدید
خدایا تو بی نهایتی تمام انسان ها را صبر بده.....

دوست داشتن واقعی اینه

 
♥♥♥عاشق بودن♥♥♥
 ✔✔✔ دوست داشتن✔✔✔
 ℡ فقط به حرف نیست...!℡
 ✘ جنم میخواد...!✘
دوست داشتن اونه که...
 تو شلوغی ..↶
 بازم به یاد عشقت باشی..
❥♥دوست داشتن اونه که...❥♥
 ✔ بخاطر عشقت...✔ 
✘از خوشیت و دوستات بگذری تا به عشقت ثابت کنی که فقط کنار اون خوشی..✘
دوست داشتن اونه که...♀
 ♬وقتی عشقت تنهاست... ♪
دلش پره...⚅
 مریضه...↘
 حال و اوضاعش بده...⇟
 ☜ کنارش باشی...☞
دوست داشتن اونه که✔..7
 ♥ ♛ اگه دیدی صداش گرفته..♛♥
اگه دیدی صداش غم داره...
 
این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
21 بازدید
دوست داشتن واقعی اینه

داستان کوتاه هدیه پدر

مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد . بالاخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواندو به او گفت : من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد ه
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
داستان کوتاه هدیه پدر
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  > 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر