تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده
نتيجه جستجو براي \"رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰\" - تعداد نتايج: 100 - نمايش صفحه 1 از 10 صفحه

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط همین امشب قول شرف میدم یه روز مفصل بشینم و در مورد تئوری های فوق العاده ای که توی سرته صحبت کنیم …باشه ؟!… چشماش شیطون شدو نیشش باز شد … بازم از اون خنده های مختص مه
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط همین امشب قول شرف میدم یه روز مفصل بشینم و در مورد تئوری های فوق العاده ای که توی سرته صحبت کنیم …باشه ؟!… چشماش شیطون شدو نیشش باز شد … بازم از اون خنده های مختص مه
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۶۱تا۸۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۶۱تا۸۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پریناز بشیری
 
#تاتباهي #قسمت۶۱ نیما پارچو گذاشت روی تخـ ـت و خودشم کفشاشو در آورد و نشت رو تخـ ـت …بعد چند دیقه غذاهامونو آوردن …همگی مشغول شدیم … بعد شام بلافاصله راهی شدیم …با دقت پشت سرشون حرکت میکردم …مهسیما تا ساعت دوازده و نیم بیدار بود ولی بالاخره خوابش برد … گرم کنمو که انداخته بودم رو صندلی عقب و آروم خم شدم و برداشتم … ماشین و کشیدم کنار و رو تنش مرتب کردم
این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
10 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۶۱تا۸۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱تا۲۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱تا۲۰
رمان:تاتباهي
:نویسنده:پریناز بشیری 
#تاتباهي #قسمت۱ دست بردم که صدای موسیقی و کم کنم ….ریتم تند آهنگ همزمان توی گوش و سرم پیچیده بودو حال خرابمو خراب تر میکرد
سیـ ـگارو از گوشه لـ ـبم برداشتم و از پنجره پرت کردم بیرون ….پامو رو گاز فشار دادم ….چهار راه ابوریحان بودیم ….و ترافیک بود …
یادم باشه با دیدن این فرهاداز این به بعد پشت دستمو داغ کنم تا دوسـ ـت دختر دبیرستانی پیدا نکنم ….
 
 
-چیه دادا
این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
16 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱تا۲۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۲۱تا۴۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۲۱تا۴۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پریناز بشیری
#تاتباهي #قسمت۲۱ مهیار
دستامو قلاب کردم رو میزو خیره شدم به مهسیما که داشت عین بید میلرزید مطمئن بودم اگه بابا میفهمیدساده از این مسئله نمیگذشت
دختر یکی یدونه سرهنگ سارنگ….خواهر سرگرد سارنگ …امشب توی یه پارتی مختلط که هر کثافت کاری بگی توش انجام میشد
علی رو فرستادم بیرون باید تنهایی باهاش صحبت میکردم…نفس عمیقی کشیدم
 
 
-خب …
چشماشو بست و آب دهنشو قورت داد

این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
14 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۲۱تا۴۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۲۱تا۱۴۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۲۱تا۱۴۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۱۲۱ مهسیما با نگاهی جستجوگر چشمشو دورتا دور مغازه چرخوند… وقت واسه تلف کردن نبود … بلافاصله پله هارو که داشتن میرفتن سمت بالا برعکس اومدم پایین … نگاه خیره چند نفر رو روخودم حس میکردم … بادیگارد آیهان داشت میرفت سمت مغازه … نگاموچرخوندم…با دیدن پسر بچه ای که کفش اسکیت پاش بودو داشت میومد سمتم فکری زد به سرم … فقط امید وار بودم بگیره….هم
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۲۱تا۱۴۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۴۱تا۱۶۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۴۱تا۱۶۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۱۴۱ دارین میبینین ما شبانه روزی داریم جون میکنیم تا پرونده رو سریعتر ببندیم … ما با یه باند آماتور طرف نیستیم طرف ما یه آدم حرفه ای و با نفوذه … شما بهتره به جای اینکه نگران درجه و سابقه شغلی خودتون باشین از افرادتون حمایت کنید وجوابگو باشید …. عصبانی غرید -سروان مواظب حرفاییکه میزنی باش …من نگران اعتبار پلیسم با جدیت و صدایی که محکم و کوبنده بود گف
این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
3 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۴۱تا۱۶۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۶۱تا۱۸۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۶۱تا۱۸۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۶۱ مهیار بیسیمو دستم گرفتم…. -زمانی چیشد پس؟!…بچه کجاست ؟!.. صدای سیگنالی که قبل صدای زمانی تو گوشم پچید عصابمو داغون کرد …. -قربان داریم انتقالشون میدیم -ببین نمیخوام هیچ اتفاقی برای اون بچه بی افته … فرداشب شب جابه جایی جنساس یه اشتباه کوچیک همه چیو بهم میریزه … -بله قربان خیالتون راحت بیسمو پرت کردم روی میز … هر لحظه استرسم بیشتر از قبل م
این مطلب تا کنون 1 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
1 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۶۱تا۱۸۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۸۱تا۱۰۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۸۱ هر لحظه که فکر میکنم این همه از تو دور شدم دوباره گریم میگیره دلم میگیره از خودم همهمه این روزگار منو به تنهایی سپرد فکر زمین و آدماش از دل من یادت و برد “مهیار اگه دیدی مردم و گور به گور شدم یا یه روز رفتم یوقت فراموشم نکنیا … یادت باشه من همیشه باید مهم ترین ارگان ای زندگی مزخرفت باشم … چه باشم چه نباشم ” صدای خنده های بلند و بی غل و غشش تو گوشم پیچ
این مطلب تا کنون 1 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
1 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۴۱تا۶۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۴۱تا۶۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پریناز بشیری
#تاتباهي #قسمت۴۱ ساکش از دستش افتادو جیغ خفیفی کشیدو دستاشو از هم باز کرد ….داشت با سر میرفت توی جوب آب که سریع با دستم دستمو دراز کردم و مانتوشو از پشت مشت کردم تو دستمو و کشیدمش عقب … تا ایستاد دستشو گذاشت روی سینشو چشماشو بست …نفسشو با صدا داد بیرون …هنوز وقت نکرده بود منو ببینه از بس هول بود چشماشو به سرعت باز کردو با غیظ چرخید طرفم -هوی یارو مگه کوری؟ نمیتونی در
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۴۱تا۶۰

صفحات

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰ - رمان آنلاین | داستان واقعی | دانلود ...

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/رمان-آنلاین-تا-تباهی-قسمت-101تا120/
19 نوامبر 2017  ...

رمان آنلاین تا تباهی قسمت 121تا140 | داستانهای آنلاین نازخاتون

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/رمان-آنلاین-تا-تباهی-قسمت-121تا140/
19 نوامبر 2017  ...

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

http://akhbargardi.com/tag/رمان+آنلاین+تا+تباهی+قسمت+۱۰۱تا۱۲۰.html
نتيجه جستجو براي \"رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰\" - تعداد نتايج: 87 -
نمايش صفحه 1 از 9 صفحه. رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰. این مطلب تا کنون 0
بار بازدید شده است. ادامه مطلب  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

http://akhbargardi.com/tag/رمان+آنلاین+تا+تباهی+قسمت+۸۱تا۱۰۰.html
نتيجه جستجو براي \"رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰\" - تعداد نتايج: 100 -
نمايش صفحه 1 از 10 صفحه. رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰. این مطلب تا  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

http://akhbargardi.com/page-15252.html
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰. این مطلب تا کنون 0 بار بازدید شده است. ارسال
شده در تاریخ یکشنبه 28 آبان 1396 [ گزارش پست ]. منبع. برچسب ها : آیهان ,مهسیما ,
نگاهی ,سعید ,آیناز ,گفتم ,نگاهش کردم ,داستانهای نازخاتون ,@nazkhatoonstory
داستانهای ,نگاش کردم ,حرفی نزدم ,@nazkhatoonstory داستانهای نازخاتون ,. رمان
آنلاین تا  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۸۱تا۲۰۰

http://tafrihstan.ir/tag/رمان+آنلاین+تا+تباهی+قسمت+۱۸۱تا۲۰۰.html
نتيجه جستجو براي \"رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۸۱تا۲۰۰\" - تعداد نتايج: 100 -
نمايش صفحه 1 از 10 صفحه. رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۸۱تا۲۰۰. این مطلب تا  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱تا۲۰ - دانلود رمان

http://nahamta.ir/tag/رمان+آنلاین+تا+تباهی+قسمت+۱تا۲۰.html
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰. رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰ رمان:
تاتباهي نویسنده:پرینازبشیری #تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با
برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و
با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط
همین امشب  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰ - S2a.Ir

http://s2a.ir/tag/رمان+آنلاین+تا+تباهی+قسمت+۱۰۱تا۱۲۰.html
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰. رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰ رمان:
تاتباهي نویسنده:پرینازبشیری #تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با
برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و
با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط
همین امشب  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰ - خانه

http://nazkhatoonstory-gertoop.v3b.ir/page-268497.html
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰. رمان آنلاین تا دستم خورد به شونش یه آخ خفیفی
گفت و در مورد تئوری های فوق العاده ای که توی سرته صحبت کنیم …باشه ؟!… چشماش
شیطون شدو نیشش باز شد … بازم و برگشت سمت من ….ir" target="_blank"> تا به کل
نیست … مواظب خودت باش ” سند کردم بی هیچ تعللی … نگاهی به نوشته ها انداختم  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

http://tafrihabad.com/page-15252.html
باشه ؟!… چشماش شیطون شدو نیشش باز شد … بازم از اون خنده های مختص مهسیما کرد که
باعث میشد چشای قهوه ایش شفاف تر از همیشه به نظر بیاد … -اوکی سامی …ولی یادت
نره چه قولی دادی ها بهم … در باز شد …  ...


آمار امروز

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211650
  • بازدید امروز :251767
  • بازدید داخلی :49707
  • کاربران حاضر :109
  • رباتهای جستجوگر:105
  • همه حاضرین :214

تگ های برتر امروز

تگ های برتر