تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده
نتيجه جستجو براي \"رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰\" - تعداد نتايج: 100 - نمايش صفحه 1 از 10 صفحه

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۸۱تا۱۰۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۸۱ هر لحظه که فکر میکنم این همه از تو دور شدم دوباره گریم میگیره دلم میگیره از خودم همهمه این روزگار منو به تنهایی سپرد فکر زمین و آدماش از دل من یادت و برد “مهیار اگه دیدی مردم و گور به گور شدم یا یه روز رفتم یوقت فراموشم نکنیا … یادت باشه من همیشه باید مهم ترین ارگان ای زندگی مزخرفت باشم … چه باشم چه نباشم ” صدای خنده های بلند و بی غل و غشش تو گوشم پیچ
این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
10 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۸۱تا۱۰۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۸۱ هر لحظه که فکر میکنم این همه از تو دور شدم دوباره گریم میگیره دلم میگیره از خودم همهمه این روزگار منو به تنهایی سپرد فکر زمین و آدماش از دل من یادت و برد “مهیار اگه دیدی مردم و گور به گور شدم یا یه روز رفتم یوقت فراموشم نکنیا … یادت باشه من همیشه باید مهم ترین ارگان ای زندگی مزخرفت باشم … چه باشم چه نباشم ” صدای خنده های بلند و بی غل و غشش تو گوشم پیچ
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۴۱تا۶۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۴۱تا۶۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پریناز بشیری
#تاتباهي #قسمت۴۱ ساکش از دستش افتادو جیغ خفیفی کشیدو دستاشو از هم باز کرد ….داشت با سر میرفت توی جوب آب که سریع با دستم دستمو دراز کردم و مانتوشو از پشت مشت کردم تو دستمو و کشیدمش عقب … تا ایستاد دستشو گذاشت روی سینشو چشماشو بست …نفسشو با صدا داد بیرون …هنوز وقت نکرده بود منو ببینه از بس هول بود چشماشو به سرعت باز کردو با غیظ چرخید طرفم -هوی یارو مگه کوری؟ نمیتونی در
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۴۱تا۶۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط همین امشب قول شرف میدم یه روز مفصل بشینم و در مورد تئوری های فوق العاده ای که توی سرته صحبت کنیم …باشه ؟!… چشماش شیطون شدو نیشش باز شد … بازم از اون خنده های مختص مه
این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
3 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۸۱تا۲۰۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۸۱تا۲۰۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۸۱ فرزام محکم کردم گره کراواتمو و خیره شدم تو آینه به خودم … امشب برازنده تر از همیشم … امشب بیشتر از همیشه تو چشمم امشب روز عروسی عشقمه … نگام خیره بود به مردیکه تو استانه سی سالگی داشت یکی یکی شکستارو تجربه میکرد …شکستایی که دارن برام عادت میشن …عین نفس کشیدن … پیراهن سفید جذبم که کاملا به تنم نشسته بودو کت و شلوار تنگی که توتنم ایستاده
این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
5 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۸۱تا۲۰۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۶۱تا۱۸۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۶۱تا۱۸۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۶۱ مهیار بیسیمو دستم گرفتم…. -زمانی چیشد پس؟!…بچه کجاست ؟!.. صدای سیگنالی که قبل صدای زمانی تو گوشم پچید عصابمو داغون کرد …. -قربان داریم انتقالشون میدیم -ببین نمیخوام هیچ اتفاقی برای اون بچه بی افته … فرداشب شب جابه جایی جنساس یه اشتباه کوچیک همه چیو بهم میریزه … -بله قربان خیالتون راحت بیسمو پرت کردم روی میز … هر لحظه استرسم بیشتر از قبل م
این مطلب تا کنون 1 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
1 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۶۱تا۱۸۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۴۱تا۱۶۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۴۱تا۱۶۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۱۴۱ دارین میبینین ما شبانه روزی داریم جون میکنیم تا پرونده رو سریعتر ببندیم … ما با یه باند آماتور طرف نیستیم طرف ما یه آدم حرفه ای و با نفوذه … شما بهتره به جای اینکه نگران درجه و سابقه شغلی خودتون باشین از افرادتون حمایت کنید وجوابگو باشید …. عصبانی غرید -سروان مواظب حرفاییکه میزنی باش …من نگران اعتبار پلیسم با جدیت و صدایی که محکم و کوبنده بود گف
این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
3 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۴۱تا۱۶۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۲۱تا۱۴۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۲۱تا۱۴۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
#تاتباهي #قسمت۱۲۱ مهسیما با نگاهی جستجوگر چشمشو دورتا دور مغازه چرخوند… وقت واسه تلف کردن نبود … بلافاصله پله هارو که داشتن میرفتن سمت بالا برعکس اومدم پایین … نگاه خیره چند نفر رو روخودم حس میکردم … بادیگارد آیهان داشت میرفت سمت مغازه … نگاموچرخوندم…با دیدن پسر بچه ای که کفش اسکیت پاش بودو داشت میومد سمتم فکری زد به سرم … فقط امید وار بودم بگیره….هم
این مطلب تا کنون 2 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
2 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۲۱تا۱۴۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۱۰۱تا۱۲۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پرینازبشیری
 
#تاتباهي #قسمت۱۰۱ سریع برگشتم … با برگشتنم حرفشو خورد و انگشتش رو هوا موند … عاجزانه دوتا دستمو بهم نزدیک کردم و با لحنی آروم گفتم -مهسیما ….(با چشمای درشتش زل زد بهم )تمنا میکنم …فقط …فقط همین امشب قول شرف میدم یه روز مفصل بشینم و در مورد تئوری های فوق العاده ای که توی سرته صحبت کنیم …باشه ؟!… چشماش شیطون شدو نیشش باز شد … بازم از اون خنده های مختص مه
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۶۱تا۸۰

رمان آنلاين تا تباهي قسمت ۶۱تا۸۰
رمان:تاتباهي
نویسنده:پریناز بشیری
 
#تاتباهي #قسمت۶۱ نیما پارچو گذاشت روی تخـ ـت و خودشم کفشاشو در آورد و نشت رو تخـ ـت …بعد چند دیقه غذاهامونو آوردن …همگی مشغول شدیم … بعد شام بلافاصله راهی شدیم …با دقت پشت سرشون حرکت میکردم …مهسیما تا ساعت دوازده و نیم بیدار بود ولی بالاخره خوابش برد … گرم کنمو که انداخته بودم رو صندلی عقب و آروم خم شدم و برداشتم … ماشین و کشیدم کنار و رو تنش مرتب کردم
این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
15 بازدید
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۶۱تا۸۰

صفحات

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰ - رمان آنلاین | داستان واقعی | دانلود رمان

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/رمان-آنلاین-تا-تباهی-قسمت-81تا100/
3 روز پیش  ...

رمان آنلاین تا تباهی قسمت 61تا80 | داستانهای آنلاین نازخاتون

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/رمان-آنلاین-تا-تباهی-قسمت-61تا80/
3 روز پیش  ...

رمان آنلاین تا تباهی قسمت 101تا120 | داستانهای آنلاین نازخاتون

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/رمان-آنلاین-تا-تباهی-قسمت-101تا120/
3 روز پیش  ...

تا تباهی - داستان های نازخاتون | رمان آنلاین | داستان واقعی | دانلود رمان

http://nazkhatoonstory.gertoop.com/tag/تا-تباهی/
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰ · ۲۸ آبان ۱۳۹۶ · داستان های نازخاتون · تاتباهی
داستان آنلاین پریناربشیری سرگذشت واقعی. 0  ...


رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰

http://tafrihabad.com/page-15251.html
2 روز پیش  ...

رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۱۰۱تا۱۲۰

http://tafrihabad.com/page-15252.html
2 روز پیش  ...

رمان خط به خط تا تو

http://tafrihabad.com/tag/رمان+خط+به+خط+تا+تو.html
رمان آنلاین تا تباهی قسمت ۸۱تا۱۰۰ رمان:تاتباهی نویسنده:پرینازبشیری #تاتباهی
#قسمت۸۱ هر لحظه که فکر میکنم این همه از تو دور شدم دوباره گریم میگیره دلم میگیره
  ...


قسمت شصت و سوم رمان امنترین اغوش دنیا - S2a.Ir

http://parsblogs.ir/.../قسمت+شصت+و+سوم+رمان+امنترین+اغوش+دنیا.html
چه باشم چه نباشم ” صدای خنده های بلند و بی غل و غشش تو گوشم پیچ این مطلب تا
کنون 0 بار بازدید شده است. ادامه مطلب  ...


رمان تا تباهی از پریناز بشیری | جعبه اندروید

https://jabeandroid.ir/رمان-تا-تباهی-از-پریناز-بشیری/
حجم رمان : ۱۳ مگابایت پی دی اف , ۱.۵۶مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۴۸ مگابایت نسخه ی
جاوا , ۴۷۱ کیلو بایت نسخه ی epub. خلاصه ای از داستان رمان: زندگی هرکسی یه معنی  ...


رمان روستای پرماجرا قسمت آخر - S2a.Ir

http://s2a.ir/tag/رمان+روستای+پرماجرا+قسمت+آخر.html
چه باشم چه نباشم ” صدای خنده های بلند و بی غل و غشش تو گوشم پیچ این مطلب تا
کنون 0 بار بازدید شده است. ادامه مطلب  ...


آمار امروز

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :213480
  • بازدید امروز :49748
  • بازدید داخلی :6013
  • کاربران حاضر :71
  • رباتهای جستجوگر:193
  • همه حاضرین :264

تگ های برتر امروز

تگ های برتر