خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





2

هفت هشت ساله‌م که بود می‌رفتم پیش خواهرم می‌گفتم به من صد تومن می‌دی؟ ابرواشو می‌داد بالا خیلی اعصاب‌خوردکن می‌گفت نه. می‌گفتم بده ديگه. می‌گفت نمی‌دم. می‌گفتم بده ديگه خواهش می‌کنم. می‌گفت نه. می‌گفتم توروخدا بده ديگه می‌خوام بستنی بخرم. می‌گفت نه‌خیر. می‌گفتم بده ديگه. می‌گفت نه نمی‌دم. می‌گفتم خواهش می‌کنم بده ديگه. می‌گفت نه. می‌گفتم ینی نمی‌دی؟ می‌گفت نه. می‌گفتم پس گوه. بعدم تو چشماش خیره می‌شدم که عکس‌العملشو ببینم. ا
این مطلب تا کنون 306 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
306 بازدید
2

3

مامان الان زنگ زد برداشتم گفتم جان مامان جان. گفت بابام. گفتم جان بابا جان. گفت چرا بیداری تو این وقت شب؟ گفتم بابا جان الان زنگ زدین همینو بپرسین؟ گفت نه ببین این رمز وای‌فای چی بود؟ گفتم شماره تلفنم ديگه، بدون صفر. گفت بدون صفر؟ گفتم آره ديگه بدون صفر اولش. گفت آههها، ممممم، خب پس بذار کاغذ قلم بیارم یادداشت کنم.
این مطلب تا کنون 297 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
297 بازدید
3

گفتگو بنده با خدای مهربان

گفتم گرفتارم خداگفتی ك آزادت كنمگفتم گناه كارم خداگفتی ك عفوت میكنمگفتم خطاكارم خداگفتی ك میبخشم خطاگفتم جفاكارم خداگفتی وفایت میدهمگفتم صدایت میكنمگفتی جوابت میدهمگفتم ز پا افتاده امگفتی بلندت میكنمگفتم نظر بر من نماگفتی نگاهت میكنمگفتم بهشتم میبری؟گفتی ضمانت میكنمگفتم ك ادعونی بگمگفتی اجابت میكنمگفتم ك من شرمنده امگفتی ك پاكت میكنمگفتم ك یارم میشویگفتی رفاقت میكنمگفتم ندارم توشه ایگفتی عطایت میكنمگفتم دردمندم خداگفتی مداوایت كن
این مطلب تا کنون 60 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
60 بازدید
گفتگو بنده با خدای مهربان

سبد کالا

سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بودخلاصه بدجور جا تنگ شده بودگفتم: سبد کالاست؟گفت: آره!گفتم:ربش کو ؟گفت: اوهو مگه ربم بود ؟گفتم: مگه نگرفتی ؟؟؟هیچی ديگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب !!!!خدایا خودت دیدی جا تنگ بود!
این مطلب تا کنون 218 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
218 بازدید
سبد کالا

از زبان یک پسر :
گفتم غم تودارم گفتا درک دوباره
گفتم که ماه من شد باشصت داداشاره
گفتم زمهرورزان رسم ادب بیاموز گفتا بیشین بینیم بااااا بدریخت بدقواره
گفتم دچارعشقم گفتا بمیر دوباره
گفتم وکیلم آیا؟ گفتا که راااانداره
گفتم که زیرپایم یک بنزکوپه دارم گفتاعجیجم عجقم آره آره آره
این مطلب تا کنون 200 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
200 بازدید

مطلب جدیدم تقدیم به کسی یادش هنوز ...

سنگ قبر من بنویسـید خسته بود اهــل زمین نبود نـمازش
شــكســته بود بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تـنها از این نظر كه سـراپا شـكســته
بود بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر
سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته بود بر سنگ قبر
من بنویســــــید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود
گفتی عاشقمی، گفتم دوستت دارم. گفتی اگه یه روز
نبینمت میمیرم، گفتم من فقط ناراحت میشم. گفتی من بج
این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
27 بازدید
مطلب جدیدم تقدیم به کسی یادش هنوز ...

گفتم غم تو دارم

گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کثافت گفتم که مال من شو گفتا با این قیافت؟ گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفا رو ول کن چنده حقوق پایه ت؟! گفتم که پول ندارم اما پر از شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت  گفتم مگر چه کردم گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه اری ...  
این مطلب تا کنون 33 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
33 بازدید
گفتم غم تو دارم

گفتم

ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺩﺭﮎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺷﻮ ﺑﺎ ﺷﺴﺖ ﺩﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﺍﻥ،ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ بیاموز ! گفتا بیشین بینیم بااااو ! ﺑﺪ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺪ ﻗﻮﺍﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﺸﻘﻢ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻢ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﻭﮐﯿﻠﻢ ﺁﯾﺎ؟ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺭﺍﺍﺍﺍ ﻧﺪﺍﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ، ﯾﮏ ﺑﻨﺰ ﮐﻮﭘﻪ ﺩﺍﺭﻡ! ﮔﻔﺘﺎ ﻋﺠﯿﺠﻢ ! ﻋﺠﻘﻢ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ...
این مطلب تا کنون 142 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
142 بازدید
گفتم

شعر طنز عشق Jokes Love

شعر طنز عشق Jokes Love
گفتم غم تو دارم
دادم نشان زبانی
گفتم چرا چنینی؟!
گفتا مگر ندانی؟
پرسیدمش مگر چیست؟
گفتا ز عاشقان نیست!
گفتم ولی تو عشقی!
گفتا بده بمن بیست
خندید و رو نهان کرد
گفتم مده عذابم
گفتا تو خود عذابی!
گفتم بیا بخوابم
گفتا به نیشخندی
بینی مرا بخوابی !
گفتم اسیر عشقم
گفتا پی جوابی؟!
گفتم سزایم این نیست
گفتا جهان چنین است
گفتم تو بی وفایی !
گفتا دل تو بشکست؟
گفتم نمانده قلبی
گفتا مگر جز این بود؟
گفتم تو دل شکستی
گفتا غمت همین بود !
ای داد از
این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
31 بازدید
شعر طنز عشق Jokes Love

گفتي

گفتی :مگر من کیستم؟گفتم : تو؟ دنیای منی
گفتی : به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امید م نباش ، من یک شب دلخسته ام
گفتم : نمیدانی مگر امید فردای منی ؟
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم : تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی: چه فرقی میکند باشم کنارت یا که نه؟
گفتم : نمیدانی مگر امروز و فردای منی؟
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم:که مجنون بوده ام از وقتی لیلای من
یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
گفتی : مگر من کیس
این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
35 بازدید
گفتي

یادداشت ۳۴

بابا صدام کرد گفت می‌آی بریم خونه آق‌دایی؟ گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم حسش نیست. گفت به نفعته بیای بریم. گفتم چطور؟ گفت عیدی می‌ده. گفتم از کجا معلوم. رفتن برگشتن صدام کرد گفت یه چیزیو‌ می‌دونی؟ گفتم چی؟ یه تراول از جیبش درآورد گفت تو هم می‌تونستی یکی از اینا داشته باشی. بعدم نخودی خندید.
این مطلب تا کنون 189 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
189 بازدید
یادداشت ۳۴

تنهایی

گفتم میری؟ گفت آره
گفتم منم بیام؟ گفت جایی که من دارم میرم جای ۲نفراست نه۳نفر،،،،
گفتم برمیگردی؟ فقط خندید
اشک توچشمم جمع شد سرم روانداختم پایین،،،
دستش رو گزاشت زیره چونم وسرم روبالا آورد و گفت: میری؟ گفتم:آره،،،،
گفت؟ منم بیام گفتم: جایی که من میرم جای ۱نفراست نه۲نفر،،
گفت برمیگردی؟ گفتم جایی که من میرم راه برگشتی نیست،،
 
من رفتم و اون رفت ولی اون مدتهاست که برگشته. و. بااشک چشمانش
                     خاک مزاره منو شستشو میده،،،،
این مطلب تا کنون 90 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
90 بازدید
تنهایی

چن روز پیش مخاطب خاصم بهم گفت : کی رو از همه بیشتر دوست داری؟ ؟ ؟ منم گفتم : مامانم . . . گفت : بعد از اون کی ؟ ؟ ؟ گفتم : بابام . . . گفت : بعد از بابات کی ؟ ؟ ؟ گفتم : داداشم . . . گفت : یعنی منو دوست نداری ؟ ؟ ؟ گفتم : تو پرسیدی که کی رو از همه بیشتر دوست داری نگفتی که عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ یه دفه ذوق کرد داشت از خوشحالی سکته می کرد و گفت : حالا عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ گفتم : رئال ماردید . . . نمی دونم وسه چی قهر کرد و رفت ؟ ؟ ؟ فک کنم بارسایی بود . . .
این مطلب تا کنون 43 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
43 بازدید

00:16

وااای هر چی از تور عکاسی امروزمون بگم کم گفتم از بس که بهمون خوش گذشت عالی بود واقعا حال ُ هوام عوض شد با اینکه دیشبم کم خوابیدم و صبح هم زود از خواب بیدار شدم اما کلی انرژی داشتم و کلی با بچه ها کِیف کردیم از این پس اگر شد میخوام بیشتر توی گروه بچه های فعال باشم ُ فعالیت کنم واقعا عکاسی حال آدم جا میاره مخصوصا اگر با بچه های باحال ُ فعال باشیم خلاصه اینم از امروز خداروشکر که خوب ُ خوش گذشت : ) 
و اما از " او" خان بگم با اینکه دیشبم بهش گفتم تو با
این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
10 بازدید
00:16

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.گفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 47 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
47 بازدید
گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

یه کلام خدا تو بهترینی

زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت
این مطلب تا کنون 48 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
48 بازدید
یه کلام خدا تو بهترینی

ما اينيم ديگه

دیروز داشتم نذری پخش میکردمدر یه خونه رو زدمدخترهمسایمون آمد جلو درنذری رو برداشت تو چشام نگاه کردبا لبخند گفت انشاالله هر چی حاجت داری بهش برسیمنم نامردی نکردم با نگاه خاصی گفتم من فقط یه حاجت دارمدختر چشاش گرد شد، داش از حدقه بیرون میزد... گفت خوب چیه؟منم یکم مکث کردم با لبخند و پته پته گفتم: آزادی مردم مظلوم فلسطین و غزه...
آخ دختره سوختآخ حال کردم...
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
ما اينيم ديگه

من یک وبلاگ نویسم :)))

دیروز تو جلسه کاریم دو تا سوتی کاملا دادم که الان دارم هی یادم میاد هی خوصه (غصه ) میخورم 
و خدا خیلی خیلی خیلی بهم رحم کرد که سوتی سومممم رو ندادم !!
اینو میدادم الان مرحوم میشدم :|:)
یه لحظه اومدم گفتم  من مینویسم یه لحظه  در  جواب همکاران که  گفتند چی مینویسی ؟
کجا مینویسی؟ 
خواستم بگم که من وبلاگ نویسم :))))))
که یهو و ش رو که گفتم ديگه یهو شانس آوردم ( و ) رو به زبان کردی
 چرخوندم به یه متن ديگه و خدا زبان کردی و کرد زبان را خلق کرد که از مفدار بالا
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
من یک وبلاگ نویسم :)))

دعای توسل

خیلی وقت پیش حوصلم سر رفته بود نشسته بودم تو اتاقم یهو دیدم یه کتاب کهنه که کاغذاشم بخاطر کهنگی زرد شده بود و جلد هم نداشت کنارمه نگاش کردم دیدم چنتا دعا و زیارت و اینا توشه منم گفتم الان که بیکارم یکیشو هم بخونم خلاصه بازش کردم و دعای توسل خوندم بعد اون اخرش نوشته بود حاجت خود را بگویید منم گفتم و یه دعای بعد حاجتم گفتم اقا فرداش براورده شد ديگه از اون روز به این دعا اعتقاد زیادی دارم جالب اینجاست که نمیدونم چه رازی تو این دعا هست که هر چی بگی
این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
12 بازدید
دعای توسل

خواستن

 
 
 
دیددیدم خدا مهربونه،
بهش گفتم 5سال از عمرم رو کم کن به اونی که میخوام برسم،
گفت نمیشه گفتم 10سال گفت نمیشه گفتم 15سال از عمرم رو کم کن گفت نمیشه
گفتم خدا جون همه عمرم و میدم یک روز زنده بمونم اما کنار اون!!!!
خدا بغضش گرفت و گفت :لعنت به قانون آدما (نمیخوادت) بمیری هم فایده نداره
این مطلب تا کنون 235 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
235 بازدید
خواستن

جوک های جدید

گفتم غم تو دارم... گفتا چشت در اید!!! گفتم كه ماه من شو... گفتا دلم نخواهد!!! گفتم خوشا هوایی كز باد صبح خیزد... گفتاهوای گرمیست!آه آه!عرق در امد! گفتم دل رحیمت كی عزم صلح دارد؟؟؟ گفتا برو به سویی تا گل نی در اید... گفتم زمان عشرت دیدی كه چون سر امد؟؟؟ گفتا كی ای وای دیر شد ...دادمامان در امد
 
 
ﺯﻥ ﺑﺎﺱ ﻭﻗﺘﯽ ﺁقاش ﻣﯿﮕﻪ ﺯﻥ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻮ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﭽﺮﺧﯿﻢ ﺑﮕﻪ ﻭﺍیسا آرایشمو پاک کنم بعد بریم.... . . . . . . بر گرفته از کتاب دو زار بده آش به هم
این مطلب تا کنون 98 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
98 بازدید
جوک های جدید

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید
 
کجادرس میخونی؟گفتم گرگان مادرجون.گفت: کرمان؟گفتم:نه گرگان.گفت:کجای کرمان.گفتم :نه گرگانگفت:گفتی کجای کرمان؟دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم:اره کرمانگفت:پس گوه میخوری هی میگی گرگان.!! ینی خدا شاهده مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن از خنده!
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید

یادداشت ۴۱

امروز دیدم بابا نشسته داره می‌خنده. پرسیدم چی شده. گفت ديگه شصت ساله‌م شد. گفتم خب؟ گفت ديگه می‌تونم بگم «من با شصت هفتاد سال سن». گفتم خب این خوبی‌ش چیه؟ گفت خوبی‌ش چیه؟ چرا خودتو به نفهمیدن می‌زنی؟ چرا منو با شصت هفتاد سال سن اذیتم می‌کنی؟ بعد نخودی خندید. منم فهمیدم که ديگه دهنم سرویسه.
 
+شکر :))
این مطلب تا کنون 111 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
111 بازدید
یادداشت ۴۱

00:21

حوصله توضیح دادن ندارم اما بهش گفتم بیا ديگه بهم زنگ نزنیم اون مثل همیشه با فکرای منحرفش گفت آره ديگه نو که بیاد به بازار کهنه میشه دل آزار منم بهش گفتم نو و کهنش یکی ِ تنهایی رو عشق است فکر کرده مغز خر خوردم که بخوام بعد از اون با یکی ديگه دوست شم با اینکه ديگه جنسشون رو شناختم که چ ِ آدمایی هستن .. 
اون فقط بلد ِ بهم وعده های الکی بده ُ سرم ُ گول بماله فکر کرده من بَچه ِ ام ..لعنتی 
از یکی ديگه از کاراشم حرص میگیره که رفته آخرین بازدید وات ساپش
این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
8 بازدید
00:21

خدایا...

گفتم:خدایا از همه دلگیرمگفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
31 بازدید
خدایا...

خدا....

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟گفت: «انَّ مع العسر یسرا»"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)*گفتم: واقعا؟!گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)*گفتم: خب خسته شدم ديگه...گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)*گفتم: انگار منو فراموش کردی!گفت:«اذکرونی اذکرکم»منو یاد کن تا یادت باشم.*گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(ا
این مطلب تا کنون 67 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
67 بازدید
خدا....

روزگارم خوش نیست

برا بار دوم به اتحاد باختیم ! دیروز افتتاحیه ی اون مزون بود که مانتو داشت . گفتم میای با هم بریم گفت نه . گفتم اگه بعد از ظهر باز بازی بود میرفتی گفت اره ! گفت اخه تو میگی ساعت 3 گفتم 3تا8 هست ... 
بعد از ظهر با اردولم سوردلم و اوقات تلخ میگه بریم مانتو بخریم .گفتم امسالم مثل هر سال میگذره ديگه ! به مزاج همایونیشان خوش نیومد . بعدشم گرفت نشست رو مبل که به تخمکم @
منم اشپزخونه رو جمع و جور کردم . پرده ها رو اتو زدم اون پرده قهوه ایه که اصلا ازش خوشم نمیاد ر
این مطلب تا کنون 349 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
349 بازدید
روزگارم خوش نیست

گفتم غم تو دارم ((طنز))

گفتم غم تو دارم (طنز)گفتم غم تو دارمگفتا چشت درآید!گفتم که ماه من شوگفتا دلم نخواهد!گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا زخوب رویان این کار کمتر آید!گفتم که برخیالت راه نظرببندمگفتا که درحقیقت دل ره به توندارد!گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا ز سرشوی من این کارحتماً آید!گفتم خوشا هوایی کزبادصبح خیزدگفتا هوای گرمیست اَه اَه عرق درآمد!گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزوکشتگفتا که این لب من برگونه ات نیاید!گفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا برو به س
این مطلب تا کنون 116 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
116 بازدید
گفتم غم تو دارم ((طنز))

گفتم : تو شیرین منی ؛ گفتا تو فرهادی مگر ؟
گفتم : خرابت میشوم ؛ گفتا که آبادی مگر ؟
گفتم : ندادی دل به من ؛ گفتا تو جان دادی مگر ؟
گفتم : ز کویت می روم ؛ گفتا تو آزادی دگر ...
گفتم : فراموشم نکن ؛ گفتا تو در یادی مگر ؟
گفتم : که بر بادم نده ؛ گفتا که بر بادی دگر ..
این مطلب تا کنون 118 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
118 بازدید

لطف خدا

گفتم: خدایا از همه دلگیرم...
گفت:حتی از من؟
گفتم :خدایا دلم را ربودند...
گفت : پیش از من؟
گفتم :خدایا چقدر دوری...
گفت : تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم...
گفت :پس من؟!
گفتم :خدایا کمک خواستم...
گفت :غیر از من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم...
گفت: بیش از من؟
این مطلب تا کنون 181 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
181 بازدید
لطف خدا

دختر(خودم )

رسیدم خونه بابام یه چک زد تو گوشم گفت: اون دختر بی حجاب کی بود امروز تو خیابون باحاش راه میرفتی گفتم: کدوم دختره بابا؟؟  گفت :خودتو به اون راه نزن ، من خودم ختم روزگارم. گفتم :من امروز فقط با امید داشتیم میرفتیم لباس ببینیم. گفت: پدر سوخته اونکه دختر بود امید کدوم خریه؟ گوشیمو در آوردم عکس امیدو نشون دادم یدونه ديگه زد پس کلم گفت: این دختر نیست؟؟ گفتم :نه  گفت :پس چرا ابرو هاش شیطونیه  ؟دماغش چرا سر بالائه؟  چرا موهاش هایلایده؟ تا حالا ای
این مطلب تا کنون 112 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
112 بازدید
دختر(خودم )

خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

میدونین چی از ۱۰۰تا فحش بدتره؟۲۰۰ تا فحش.!والا
------============================---------------------------------==============-----
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭﮔﻔﺖ: ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡﮔﻔﺖ: ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢﮔﻔﺖ: ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﻟﯿﻮﺍﻥ ﭼﺎﯼ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ .ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﯿﻠﺖ ﮐﻨﻪ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﻻﻍ، ﺑﻤﯿﺮﯼﺭﺍﺣﺖ ﺷﻢ ! :|
 منبع : http://www.girlscity1.blogfa.com/
این مطلب تا کنون 69 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
69 بازدید
خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

اسي................تنها

سخته حرفم رسیده وقت رفتن گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف أول
حس می كردم أخیرا حرفات با خراشه اونجا بود كه فهمیدم این قصه آخراشه
وقت رفتنه وقت دفن قلبمه و خودت می دونی تمومه الكی جو نده
حرف های تلخت هم كه نمك زخممه و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
و باز منم و حسرت اینكه دوباره تنهام و از خدا حالا می خوام من دو بال پرواز
می دونی چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟ بگذریم ديگه زدستم در رفته شمار دردام
تو كه می دونستی من تكیه گاه محكمتم بگو با من ديگه چرا آخ
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
اسي................تنها

شعر عاشقانه حافظ

                                                     شعر عاشقانه حافظگفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآیدگفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آیدگفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب رو است او از راه دیگر آیدگفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آیدگفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آیدگفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشتگفتا تو بندگی کن کو بند
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
شعر عاشقانه حافظ

مصاحبه

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ...
ﻃﺮﻑ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﻣﯿﯿﯿﯿﯿﺮﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﮐﯿﮏ ﻭ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﯼ ! ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ !! ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﻮﻧﻪ!!
نامردا سوال انحرافی در این حد؟!!
این مطلب تا کنون 105 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
105 بازدید
مصاحبه

eshqami

Hatman bekhonid va copy konid
ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟ گفتم آره.. گفت چند بار؟ گفتم یک بار.. گفت پس میدونی عشق اول هیچوقت از یاد نمیره؟ گفتم آره مطمئنم.. گفت چه جوری باهاش آشنا شدی؟ گفتم از بچگی باهاش بزرگ شدم؛ تا چشم باز کردم تا الان اونو دیدم.. گفت باهاش در ارتباطی؟؟ گفتم آره همیشه باهم ایم.. بغض کردم که گفت بهش میرسی؟؟ اشکم سرازیر شد گفتم آره.. گفت منم عاشقم خیلی میخواستمش زیبا بود ولی نرسیدیم.. گفت خوشبحاله عشقت چقد خوشبخته که تو رو داره و اینقدر عاشقشی.
این مطلب تا کنون 96 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
96 بازدید
eshqami

دیگه میرم...

گفتم:میری؟گفت:آرهگفتم:منم بیام؟گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر گفتم:برمی گردی؟ فقط خندید اشک توی چشمام حلقه زد سرمو پایین انداختم دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آوردگفت:میری؟گفتم:آرهگفت:منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر گفت:برمی گردی؟ گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش سنگ قبرمو شستشو میده !!!
این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
7 بازدید
دیگه میرم...

مزاحم تلفنی

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو..، فقط فوت کرد !گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن .دوتا فوت کرد...گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد .گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد .گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت کرد .با
خوشحالی گوشی رو قطع کردم
این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
14 بازدید
مزاحم تلفنی

پشت چراغ قرمز بودم یه پسر کوچولو اومد که گل
بفروشههی گفت آقا گل بخرگفتم نمی خوام عزیزم… گفت واسه زنت بخرگفتم
زن ندارم… گفت واسه نامزدتگفتم نامزد ندارم کهگفت واسه دوست
دخترتساکت شدمگفت بخر ديگه بخرگفتم آخه واسه کی؟
گفت نمی دونم …دلم خیلی سوختازش یه گل خریدم
که خوشحال بشهولی دلم خیلی سوختواسه اون نهواسه خودم که کسی نبود که
براش گل بخرم …!
این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
22 بازدید

باشگاه

من و دختر عمو جان رفته ب.دیم باشگاه بعدش من داشتم ورزش میکردم یهو زنه مربی گفت اییییی چیه ديگه اشتباهه یه ساعت به من گیر داده بود بعدش با دختر عمو جان داشتیم با دستگاها ور میرفتیم یهو دختر عمو گفت بزا این وزنه بکشم یهو تا کشید زنه به سرعت جت از اونور دنیا خیلی فاصلش زیاد بودا پرید طرف ما یه دادی زد سر دختر عموم گفت به چه جراتی دس میزنی به این نمیگی صدمه ببینی مامانت بیاد دعوای ما کنه نمیگی دستگامون خراب شه منم تو دلم گفتم این بیشتر نگران دم و دس
این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
16 بازدید
باشگاه

جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟؟؟؟گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از رو اتیش پریدی گفتم اهان پس اونجا اینطوری شد گفت نه
اومدیم خونه قاشق داغ گذاشتم رو پات تا ديگه از این غلطا نکنی .....
این مطلب تا کنون 47 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
47 بازدید

رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

گفتم:میری؟گفت❤:آرهگفتم:منم❤ بیام؟گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفرگفتم:برمی گردی؟فقط خندید.❤....اشک❤ توی چشمام حلقه زدسرمو پایین❤ انداختمدستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آوردگفت❤:میری؟گفتم:آرهگفت:❤منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفرگفت❤:برمی گردی؟گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ ندارهمن رفتم❤ اونم رفتولیاون❤ مدتهاست که❤ برگشتهوبا ❤اشک چشماشخاک مزارمو❤ شستشو میده .
این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
27 بازدید
رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

جدا از دیگران

* یه روز نزدیکی و روز ديگه دور، یه روز مهربونی و روز ديگه سنگدل، یه روز با من و روز ديگه بدون من، و من ... یه روز عاشقم و روز دیگر عاشق تر.* لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثه خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه، درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی آدم رو دلگرم می کنه.*فاصله عشق های کوچک را از بین می برد ولی... عشقهای بزرگ را قوت می بخشد مثل: باد که شمع رو خاموش می کنه ولی آتیش رو شعله ور می سازد.*ای که دور از منو در قلب منی، با خبر باش که دنیای منی، شادیت
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
جدا از دیگران

دارم میمیرم

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
 
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
 
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
 
گفت: دارم میمیرم
 
گفتم: یعنی چی؟
 
گفت: یعنی دارم میمیرم ديگه
 
گفتم: دکتر ديگه ای، خارج از کشور؟
 
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
 
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
 
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
 
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول ما
این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
23 بازدید
دارم میمیرم

00:13

قرار بود فردا برم پیش " او" جان اما وضعیتی که خواهر ِ عوضیم واسم پیش آورده نمیتونم برم و فک نکنم ديگه بتونم برم : ( خیلی عصبی ُ ناراحت شدم اما چاره چیه به " او" جان هم گفتم اونم گفت کنسلش کن طفلی برام پولم فرستاد که برم اپلاسیون ُ آرایشگاه ولی حالا که نشد ديگه نمیرم بهش گفتم شماره کارتت ُ بده برات پولُ بفرستم چون میدونم دست تنگه و نیاز داری گفت نیازی نیست منم شماره کارتشُ داشتم ولی یادم نمیاد کجا نوشته بودمش وگرنه بدون اینکه بهش بگم براش میفرست
این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
11 بازدید
00:13

فقط یک روز تا چند روز وقت داریم

 
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنهگفت: یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمهگفتم: چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنمگفت: دارم میمیرمگفتم: یعنی چی؟گفت: یعنی دارم میمیرم ديگهگفتم: دکتر ديگه ای، خارج از کشور؟گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرشگفت
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
فقط یک روز تا چند روز وقت داریم

قاصدك من

یه بار كه به روستا رفته بودیم با بچه ها برای گردش به صحرا رفتیم دو تا از بچه های خواهرام هم با ما اومدن  خیلی خوش گذشت صحرا پر بود از گلهای رنگارنگ مثل گل محمدی و گلهای ديگه و قاصدهای زیبا و قشنگ  وعطر خوش اونا فضا رو پر كرده بود  بچه های خواهرم تقریبا با دوقلوهای ما همسن هستن و همش دنبال بازیگوشی و  كندن گل بودن خیلی جالب بود و به همه خوش گذشت -كلی با هم بازی كردیم و  خوراكی خوردیم و خندیدیم- آخر وقت كه  موقع اومدن بود  به بچه ها گفتم هر كی بره و
این مطلب تا کنون 144 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
144 بازدید
قاصدك من

خاویار

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشهدلم سوخت گفتم برم ازش بخرمرفتم پیشش گفتمآقا پسر چنده؟گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختن؟یه لبخندی زد و گفت :مرده شور اون قیافت ببرن اینا خاویاره واکس نیست!
 
 
این مطلب تا کنون 145 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
145 بازدید
خاویار

من رفتني ام!

>اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه>>گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه>>گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم... >>گفت: من رفتنی ام!>>گفتم: یعنی چی؟>>گفت: دارم میمیرم>>گفتم: دکتر ديگه ای رفتی، خارج از کشور؟>>گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.>>گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده>>با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟>>فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالی
این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
18 بازدید
من رفتني ام!

***متن طنز***

ﺳﺮﻛﻼﺱ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ :
ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻧﯿﺸﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ ,
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﯿﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
ﮔﻔﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻢ ﭘﺎﺷﻮ
ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ
ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﮐﻼﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻮ
ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ
ﺑﺒﯿﻨﻦ !!!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺯﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ....
ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﭘﺎﯼ
ﺗﺨﺘﻪ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻮﺷﮕﻞ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺗ
این مطلب تا کنون 63 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
63 بازدید
***متن طنز***
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  > 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر